مساوى بمساوات نصف بالنصف بود و حمى على ما لا يخفى شطر يعنى نصف غب خالصه خواهد بود و در حين بودن هر دو دائمه يا مفارقه يا بودن صفراوى دائمه و بلغمى مفارقه لاجرم قوت صفرا بر قوت بلغم غالب باشد و تب موصوف بشطر الغب غير خالصه موسوم گردد و يظهر به كون هذه الحمى قسمين انتباه بودن قسم اول شطر غب خالص اگرچه وجهى دارد لكن قسم ثانى را به شطر غب غير خالص موسوم ساختن ادعاى خالصست لهذا مؤلف عليه الرحمه نقلا عن بحر الجواهر نوشته هذا اصطلاح جرى بين الاطبا و ليس له وجه محقق انتهى و پوشيده نماند كه در صورت شدة و زيادتى قوت مرة بنا بر آميزش زياده مذكوره به نفس حدة صفرا كه باعتبار آن تسميهء قسم اول بشطر الغب خالص قرار يافته اگرچه متبادر از لفظ غير خالص اختلاط بلغمست اگر اين حمى را شطر الغب غير خالص گويند مىشايد و بعضى شطر را بمعنى بعض گرفته مىنويسند كه كيف ما كانت مجاوره صفرا با بلغم باعث نقصان اعراض صفرا و مصحح اطلاق لفظ شطر يعنى بعض بر مابقىست و اگرچه نسبت شطر ببلغم و تسميهء اين حمى بشطر النائبه نيز در اين صورت ممكنست لكن بنا بر اظهرية آثار صفرا به شطر الغب موسوم گرديده
فصل دهم در شين معجمه با ظاء معجمه
و فيه ايضا مرض واحد
شطا
بفتح اول و ثانى و الف مقصوره باد گرفتن عصب و كوفتن وىست كذا فى بحر الجواهر
فصل يازدهم در شين معجمه با عين مهمله
مشتمل بر چهار مرض
شعر زائد
پوشيده نماند كه شعر بفتح اول و سكون ثانى و راء مهمله بمعنى موست عموما و زائد بمعنى افزون و شعر زائد بحسب اصطلاح اطبا عبارت از موئى زائدست خصوصا فروتر از منبت مژه كه كناره پلك باشد متصل ما يلى العين برويد پس اگر مستقيم و راست بود به چشم اندر خلد لهذا با حكه و حمرت عين و سيلان اشك و ضعف بصارت يار باشد و بنا بر استيلاء ضعف چشم را استعداد قبول مواد رديّه بهم رسد و اگر كج و منقلب بخارج بود بمقلهء تجلد و چشمزخم بين به چشم نرسد اما از آنكه بر حدقهء ميل بود صاحبش چون صاحب اشفار زائده با كسى كه اشفار آن در غير منبت خود رسته باشد خطوط سياه بر ظاهر اشياء احساس كند و علت مولدهء علت مسطوره رطوبت عفنه است كه خالى از لذع و حرقت و ملوحت باشد و در پلك و حوالى مژه جمع آيد
شعر منقلب
على ما يفهم من كلام السمرقندى مرادف شعر زائدست لكن آنچه به تحقيق رسيده آنست كه شعر منقلب آن را گويند كه در منبت طبيعى مژه مو برويد و سر وى باندرون منقلب بود و سبب اين مرض همانست در شعر زائد گفته شد و بنا بر اتحاد علت باعراض قسم اوّل شعر زائد مقارن باشد