تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
نشود و بالطبع محتبس در شريانات مىماند و زياده و نقصان در ان راه نيابد مگر در حين عروض امراض و وقوع استفراغ و بر مذهب بعض اطبا كالملح فى الطعام مختلط بدم وريدى گشته قدر قليل در تغذيه بدن صرف مىشود و پس بهرتقدير تنها متشبث باعضا نگردد و فضول از ان كمتر متولد گردد هذا ما ذكره الشارح رح فى هذا المقام و طبرى نقلا عن ابن سيار گفته كه هرگاه ما اعتقاد نموديم كه اطراف شرائين به اطراف اوردهء اتصال دارد ممكن‌ست كه فضول مولده علت از ان بشرائين رسد اگرچه در نفس آن متولد نشود پس در اين هنگام بنا بر كثرت مادهء شقيقه عامه بحصول انجامد و بمشاهده جمعى از اكابر اطبا چون امام رازى و شيخ بو على شقيقه كه در اغشيه داخله قحف حادث گردد و در ان درد از اندرون قحف ممتد الى اصول العين محسوس شود و ايضا آنكه بنا بر قوت اعضاء داخليه جمجمه موادى كه در ان محتبس باشد از راه درد زرديه بروز آرد و در غشاء مجلل قحف احداث درو نمايد به حدى كه دست بر سر نهادن متعسر باشد و نيز آنكه در عضل صدع عارض شود درآمده و وصول ماده باعضاء مسطوره گاه از آورده احيانا از شرائين دور بعض هنگام از هر دو باشد و كون هذه الاصناف الثلاثة من انواع الشقيقة العامة لا يخفى على المتامل و بالجمله شقيقه عامهء ممكن الوقوع بل متحقق‌الوجودست لهذا مولانا نفيس گفته كه گاهى شقيقه عامه كه عام همگى سر باشد مىباشد و فرق در ان و در بيضه آنست كه چون در شقيقهء شرائين را منضغط سازند و از ضربان بازدارند درد تسكين يابد و تصاعد فضول قلت پذيرد چه تسكين درد عضو حساس كه تالم آن بنا بر ضعف و ضربان شريان مجاور بود منبع ضربان شريان ضروريست و كذلك از انضغاط مسلك قلت سلوك سالك بخلاف بيضه كه در ان ضربان شريان و انضغاط آن دخلى ندارد انتباه ضربان شديد از امارات خاصهء اين علت‌ست و علت مولدهء آن يا ابخره است كه از تمامى بدن يا از عضو محاذى شق ماؤف به سر برايد و در انجا رسيده بمادهء فضيله استحاله نمايد يا اخلاط حاره باشند خواه بارده فجه عسير التحليل

شقيقة العين

صداع حدقه است و سيجيئ ان شاء اللّه تعالى فى باب الصاد المهملة

فصل چهاردهم در شين معجمه با واو

مشتمل بر سه مرض

شوص

بفتح اول و سكون ثانى و صاد مهمله لغة و اصطلاحا در دندان‌ست قال صاحب الشرع سيد الانام عليه و آله الصلواة و السلام من سم العاطس امن من الشوص و اللوص و لوص در كتب لغة بمعنى درد گوش و درد بالاى سينه به نظر درآمده و حدوث اين مرض از سوء مزاج حار ساذج و بارد ساذج و از مادهء خون و صفرا و بلغم و بمشاركة معده و تعفن ماده در بن دندان و انحلال