تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
سقطه و استيلاء سوء مزاج مفرط الحرارت بر ان و انضغاط مثانه بنا بر عروض ورم عظيم در اعضا مجاورت و تنگ شدن آن به سبب اجتماع ثقل بسيار در امعاء و كثرت استعمال مدرات و خلع مثانه دست دهد و بياض بول بيحرقت معه سائر امارات سوء مزاج بارد و نتو فقار و حرارت مزاج با رنگينى بول و ظهور آثار ورم اعضاء مسطوره و نشانهاى اجتماع ثقل در امعاء و تدبير سابق و عروض علت با وجود عدم علامات مذكوره بر تعين سبب دلالت كند

سلع

بفتح اول و ثانى و عين مهمله شقاق الرجلست و حدوث وى تارة از اسباب خارجيه چون حرارت مجففه و برودت مكثفه و غسل به آب قابض و اخرى از داخليه چون استيلاء مزاج يابس ساذج بود خواه مادى بر پا دست دهد و تقدم سبب و امارات سوء مزاج بر ان شاهد بود

سلعه

بفتح اول و بكسر وى نيز آمده و سكون ثانى و فتح عين مهمله و هاء موقوفه ورمىست غليظ بلغمى كه به گوشت و پوست چسپيده نباشد و اندر زير پوست و بالاى گوشت بهرجاى كه بگردانند همى گردد و قبض و استمساك آن بيد ممكن باشد و مر ويرا غشاى بود كالخريطة مشتمل بر جميع او و عظم آن از مقدار نخود تا مقدار خرپزه گفته‌اند و از خواص ويست كه همرنگ بدن باشد و باعتبار احتواء آن بر خلطى كه لونا و قواما بشحم و عسل و ازدهال و شيراز ماند منقسم و موسوم به شحميه و عسليه و اردهاليه و شرازيه مىشود و پوشيده نماند كه شحم و عسل معروف‌ست و اردهال مركب از دو كلمه فارسى و عبارت از حسومى غليظست كه از آرد كه بتازى دقيق گويند و هاله كه تازيان ويرا به السمن الحديث المتحد من الزبد اعنى روغنى تازه كه از مسكه گرفته باشند تعبير مىكنند ساخته باشد و شيراز در فارسى نانخورشىست كه از شير سازند همچو حسو غليظ هذا اكنون بايد دانست كه شحميه صلب‌ترين انواع سلعه است و عند الغمر فرونشود و اندك درد كند و غلبه عند الغمر متطامن شود و بعده بسرعة بازگردد و اردهاليه و شيرازيه نيز خالى از لينه نباشد و قلت حس از لوازم اقسام ثلثه اخره است

سلان

بسين مهمله و لام و الف و نون بر وزن زبان بثور فم‌ست و تسمية هذه العلل الثلاثة باعتبار اللغة

فصل يازدهم در سين مهمله با ميم

و فيه مرض واحد

سمحاق

بكسر اول و سكون ثانى و فتح حاء مهمله و الف و قاف در اصل نام غشاء مجلل قحف ست و باعتبار تسميهء حال باسم محل شجه را كه بالغشاء مسطور رسد نيز بدين نام نامند

فصل دوازدهم در سين مهمله با نون

مشتمل بر دو مرض

سنق

بفتح اول و ثانى و قاف لغة و اصطلاحا عبارت از امتلاء معده و فساد هضم‌ست

سنه

بكسر اول و فتح ثانى و تاء مدوره