تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
و طبيب غير ماهر بصحة عليل مغرور شود و حالا كه حالت مسطوره زياده از چهار روز مهلت ندهد فائده بقراط گفته هرگاه بر هر دو فك مسلول چيزى مانند دانهء باقله پديد آيد پس به پنجاه و دو روز هلاك شود و هرگاه چيزى در ميان سر برايد و سياه‌رنگ و بىدرد باشد و سبات همىافتد در چهل ساعت يا در چهل روز رخت اقامت بدار القرار كشد و هرگاه بر سر نر انگشت بشرى ظهور نمايد و بر پيشانى بشره سرخ پديد آيد و زردآب چرب ازو همى پالايد روز چهارم جان بجان‌بخش سپارد انتباه گاه باشد كه با حمى دقى كه لازمهء اين مرض‌ست حمى ديگر مركب شود و بدترين تراكيب تركب وى با خمس‌ست پس ربع پس شطر الغب پس نائبه فائده شيخ الرئيس گفته كه قرحهء شش در ابتدا متعسر البردست دور انتها متعذر العلاج اما اگر بتدابير صائبه پردازند مهلت دراز دهد و باشد كه از جوانى تا بكهولت بدارد و زنى را ديدم كه به بست و سه سال و كسرى اندرين علت بماند و اقبل الاسنان بعلاج وى سن حداثة است و قرحه حديثه كه در غشاء داخليه قصبه بود زودتر علاج پذيرد و حدوث وى اكثر بفصل شتا و بلد بارد در سن سيزده سالگى تا به حد سى سالگى يكسان مجنح سردمزاج كردن دراز و بقدام مائل حلقوم برون‌سو خاسته صورت بندد و در فصل خريف حال مسلول بس تباه مىشود چنان كه در اكثر امر امر مشتبه باشد و در فصل مذكور واضح شود انتهى محصله و پوشيده نماند كه شخص مجنح عبارت از كسىست كه كتفهاى او برهنه از گوشت چون بال مرغ بسوى پشت بيرون آمده باشند هذا اكنون بايد دانست كه حدوث مرض مذكور از ريزش نزلهء تيز بر شش و بقيح ذات الريه و ذات الصدر و ذات الجنب و ازمان تفرق اتصال ريه كه بسببى از اسباب درونى يا برونى بهم رسيده باشد دست دهد و آفت دماغ و تقدم امراض مذكوره و اسباب مزبوره بر تعين نوع دلالت كند فائده جليله شيخ الرئيس گفته كه اطبا را در به شدن و نا به شدن قرحه ريّه اختلاف‌ست گروهى نظر بر دوام حركت بعدم امكان بهى ريش شش قائل گشته‌اند و جالينوس گويد كه حركت عضو تنها بىتاييد سبب ديگر مانع التيام جراحت نمىتواند شد چه به شدن ريش حجاب با وصف دائم الحركت بودن آن متفق عليه اطباست و هم جالينوس گويد كه سبب انحلال فرد ريه اگر انفتاح يا انصداع رگ بود و بورم گرم و تفتيح نانجاميده باشد درست مىتوان شد و هركرا از گلو خون شش آيد و روز اول ويرا دريافتم و بعلاج آن پرداختم كار او به صحت انجاميد و اگر سبب وى تاكل خلط اكال باشد يا ريم كند يا بياماسد علاج‌پذير نباشد زيرا كه مداوا اول بىتمادى ايام كه در ان خلط اكال صلاح پذيرد صورت نه‌بندد و مخفى نيست كه امتداد