تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بهر سبب كه باشد و عفونة خلط بهروجه كه صورت بندد و بارد از تكاثف مفرط و ملاقات از برودت كيف ما كانت و خوردن غذا نهايت اندك يا بغايت بسيار و عروض حركت مفرط با سكون بيشمار و مسام بدن نشده متقيح گشتن و يابس از افراط حركت و خوردن غذا بقلت و تلافى يبوست بالفعل بود خواه بالقوه در طب از كثرت اكل و سكون مفرط و مقارنت اشياء مرطبه بالفعل يا بالقوه دست دهد فائده جليله سوء مزاج اگر باستيلاء يك كيفية بهم رسد مفرد نامند و وى بعدد كيفيات به چهار قسم منقسم مىشود و اگر حدوث آن بغلبهء دو كيفية غير متضادهء صورت بندد مركب خوانند دومى نيز على ما لا يخفى چهار قسم‌ست پس مجموع انواع سوء المزاج هشت باشد و هريكى ازين انواع هشت‌گانه على ما هو التحقيق ساذج بود و مادى لكن امام رازى نظر بر اينكه هيچ‌يكى يكى از مواد اربعه خالى از دو كيفية نيست وجود سوء مزاج مادى را كه در يك كيفية باشد متعذر دانسته و علامه شيرازى علىرغم انف امام در شرح كليات نوشته مىتواند كه اثر احدى الكيفيتين بسببى از اسباب بدنيّه يا خارجيه مودى به تن آدمى نشود پس بودن كيفيت واحده مؤثر در بدن با وجود بودن آن مادى غير متعسرست كما لا يخفى و وجهى ديگر درين مادهء افادهء نموده كه امتن از اولست و مرجع آن بسوى ازدياد مادتين موافقيتين فى احد الكيفيتين و متخالفيتين فى الاخرىست مثلا ممكن‌ست كه در بدنى از ابدان انسان خون و صفرا غالب شود پس بالضرور رطوبة خون با يبوست صفرا و بالعكس معادل و مندفع خواهد شد و لاجرم حرارت صرف باقى خواهد ماند و قس عليه غيره پس در اين صورت وجود سوء مزاج مادى در كيفيت واحده على ما لا يخفى بىغل‌وغش صورت خواهد بست و اكنون مثال هريكى از اقسام شانزده‌گانه ضبط مىيابد تا هيچ اشتباه نماند مثال سوء مزاج حار ساذج شخصيست كه حرارت آفتاب به او رسيده و مثال بارد كسىست كه برودت يخ در وى اثر كرده و مثال يابس تشنج استفراغىست و مثال رطب ترهل و اما امثلهء امزجه مركبه ساذجه پس مثال حار يابس و قست كه در مرتبه ثانيه يا ثالثه باشد و مثال حار رطب شخصيست كه استكثار استنشاق رياح جنوبيه به دو اتفاق افتد و مثال بارد رطب ترهل مستحكم‌ست و مثال بارد يابس دق شيخوخت و اما امثله اقسام سوء مزاج مادى مركب پس حار يابس غب‌ست و حار رطب مطبقه و بارد رطب فالج و بارد يابس سرطان و امثلهء سوء مزاج مادى مفرد از زيادتى در خلط كه در احدى الكيفيتين توافق دارند و در ديگر تخالف هويداست فتامل

سوء القنيه

پوشيده نماند كه قنيه بكسر قاف و سكون نون و فتح تحتانى
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 199 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )