تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
عبارت از مقدمهء خواب و غنودن‌ست قال اللّه تعالى لا تأخذه سنة و لا نوم و بمعنى خواب سبك و ثقل سر نيز آمده

فصل سيزدهم در سين مهمله با واو

مشتمل بر هفت مرض

سوء

بضم اول و جاء بالفتح ايضا و سكون ثانى و همزه عبارت از برص و تغير و انحراف مزاج بسوى ردأةست و در كتب لغة بمعنى مطلق آفت و بدى نيز آمده

سوء المزاج

پوشيده نماند كه مزاج بكسر ميم و فتح زاء معجمه و الف و جيم كيفيتىست متشابهة الاجزاء كه چون اجزاء اركان متصغر و خورد خورد شده باهم تماس نمايند و بعض آن در بعض ديگر بقوى متضادهء خود فعل كند و هريكى سورت كيفية ديگرى را بشكند و فعل و انفعال فيما بينهما الى حد ما برسد در مركب حاصل شود و سوء المزاج آنست كه كيفيتى از كيفيات اربعه مفرده او مركبه بر عضو استيلا يابد و عملى كه از ان در حالت اعتدال بمنصهء ظهور مىرسد ممكن نباشد و سوء مزاج تارة خلقى بود و اخرى عارضى خلقى آنست كه در اصل خلقت غير معتدل باشد و ويرا مزاج غير فاضل نيز گويند و عارضى عبارت از انست كه در اصل خلقت معتدل بود اما بنا بر سوء تدبير از دائره اعتدال انحراف پذيرد و تغيرى در ان راه يابد و ايضا گاهى سوء مزاج مختلف باشد و گاهى مستوى كه بسوى مزاج متفق نيز اشتهار دارد هذا اكنون بايد دانست كه در تفسير اين هر دو لفظ اطبا را اختلاف‌ست جالينوس گفته و عليه صاحب الكامل مستوى آنست كه عام همگى بدن باشد و مختلف آنكه بعضوى دون عضوى خاص بود و ابو سهيل مسيحى گويد هرگاه سوء مزاج مستوى بود موذى نبود و از آنكه در استوا و عدم ايذا بمنزلهء مزاج اصلى گشته باشد قوت دافعه بدفع اذية موذى محتاج نباشد و ما قال محمد بن زكريا فقريب من مذهبه و شيخ الرئيس و تابعان وى بر انند كه مزاجى كه در جوهر عضو مستقر بود و در حكم مزاج اصلى گردد و مقاومت طبيعت با وى باطل گردد مستوى نامند و اگر اين‌چنين نباشد مختلف خوانند پس بر اين تقدير حمى عفن مختلف باشد و برص مستوى و على ما ذهب اليه الشيخ و صاحب الكامل امر بالعكس بود و نيز بايد دانست كه شيخ الرئيس مستقر را بمستوى و غير مستقر را به مختلف از ان موسوم ساخته كه اول در عدم ظهور الم بمزاج اصلى مساوات و مشابهة دارد و ثانى را من جهت الايلام بمقتضى مزاج موسوم مخالفت بين‌ست و جالينوس و من تبعه نظر بر آنكه عام من جهت عموم و شمول وى مر جملهء بدن را بمزاج اصلى مانده و خاص باعتبار خصوصيت و عدم شمول بمزاج موصوف مخالفت دارد عام را بمستوى و خاص را بمختلف مسمى گردانيده و پوشيده نماند كه سوء مزاج حار از حركتى كه اندكى از حد اعتدال درگذشته باشد ويرا راست كه نفسانيه باشد يا بدنيه و ملاقات اشياء حاره بالقوه باشند خواه بالفعل و تكاثف مسام
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 198 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )