توليد اين علت نگردد و باشد كه رطوبت فضلى زير جلد جمع آيد و بحرارت غضب مفرد يا فرح تنها بگذارد و بر اعضا عضلاتى منصب شده باحداث رعشه پردازد هذا اكنون بايد دانست كه استيلاء سوء مزاج بارد بر عصب و بدان سبب متاثر ناشدن وى از روح كما ينبغى و از آن رو حدوث نوعى از استرخا كه به حد فالج نرسد در ان چنانچه از خوردن آب مفرط البرد بافراط خاصه بىوقت و شرب شراب كثير و استعمال ديگر اغذيه و ادويه حاره بدان كثرت كه بانطفاء حرارت غريزى پردازند صورت مىبندد و سده ناقصه كه از خلط غليظ لزج در مسلك روح افتد و از نفوذ وى چنانچه بايد مانع آيد و مستولى شدن يبوست بر عصب بنهجى كه ويرا از مطاوعت بازدارد از موجبات ضعف آله است و تاذى اعصاب از موذيات خارجيه باشند چون رسيدن زخم و گزيدن حيوان زهردار و سوختن از آتش و امثال ذلك يا داخليه مانند گرد آمدن خلط شديد الحرارت يا مفرط البرودت در عضوى از اعضاء مودى به تضعيف قوت و آله جميعا مىشود و علامات هريكى ازينها بالتفات يسيره بر طبيب ماهر باهرست و كذلك بودن تسميه اين علت باسم لازم فتفكرف رعشه كه در جانب ايسر افتد اصعب و متعسر البرء بود و كذلك آنكه بمشايخ عارض شود يا علت مولدهء آن يبوست بود علاج نهپذيرد و الكل بين غنى عن البيان فاز آنكه طبيعت باذن خالقها تبارك و تعالى مادهء موذيه نخاعيه را بشاخ عصبى كه از ان رسته ؟ ؟ ؟ ديه بدين و اعضاء سر پيوسته مىفرستد تا آفت كلى نباشد و ايضا از شان طبيعتست كه تا مقدور از اشرف باخس قريب و ضعيف حمايت مىكند و دستها قريب از سر و نسبت به آن خيستر واقعند و محركه اعضاء عاليه نسبت باعضاء سافله ضعيفترست حدوث رعشه اكثر در سر و دستها دست مىدهد
رعونته
بضم اول و ثانى و سكون واو و فتح نون و هاء موقوفه لغة و اصطلاحا حمقست و مر
فصل هشتم در راء مهمله با ميم
و فيه مرض واحد
رمد
بفتح اول و ثانى و سكون دال در اصل بمعنى مطلق درد چشم آمده يقال رمد الرجل اذا هاجت عينه و اصطلاحا اطبا را در ماهيت آن اختلافست علامهء شيرازى گفته كه وى نزد متقدمين بورم گرم ملتحمه كه از مادهء خون باشد خاصهء مخصوصست و آماس طبقهء مذكوره كه از غير مادهء مزبوره بحصول انجامد لفظ رمد بر ان اطلاق نيابد بلكه بتكدر موسوم گردد اما متاخرين و منهم الشيخ الرئيس بر انند كه بر ورم ملتحمه از مواد حاره باشد يا بارده اطلاق اين لفظ مىكنند انتهى محصله و پوشيده نماند كه گاهى بسببى از اسباب ماديه چون رسيدن غبار و دخان و حرارت آفتاب و نگريستن بسوى اشياء شديد الضوء و ما يناسبها ملتحمه انسان باكتساب حرارت گرايد و بىآنكه متورم گردد ؟ ؟ ؟ مرمود نمايد و چشم زخمى به چشم مردم غير از حمرت