تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
باطل و زحير كاذب نيز گويند و وى آنست كه ثقل يابس در امعاء دقاق بند شود و دشوار برايد و باد از ان جدا گردد و احداث درد شديد كند و بنا بر تزحر مفرط خراطه و رطوبة امعا با براز بروز نمايد و از گرانى شكم و درد پشت و مغص امعا كه به بيرون آمدن چيزى مندفع نشود و در اكثر امر بقولنج متاذى گردد خالى نباشد و عدم اشتها و تقدم تناول اشياء قابضه خشكىافزا بر ان گواهى دهد

قسم دوم در زحير غير سدى

كه ويرا زحير حق و زحير صادق نيز گويند و وى آنست كه بسبب ورم گرم يا صلابة امعا مستقيم يا انصباب خلط مرارى يا ريختن رطوبت شود لذاع بر ان يا متاذى شدن مقعد و روده از نشستن بپرهيزى سخت و برآمدن ثقل صلب يا تشنج مقعد و تمدد امعا بنا بر رسيدن برودت مفرط خارجا او داخلا به آنها يا استرخاء عضله مقعد يا تناول اشياء صادق الحموضت هنگام خلو معده صورت بندد و احساس ضربان و درد و ثقل در موضع معاء مستقيم و تخيل احتباس ثقل و هنگام شدت ورم تب و عسر بول بر اوّل و ازمان علت و مواد و يبوست ثقل و بلمس درآمدن صلابة بر ثانى و خروج صفرا و سوزش مقعد با حرارت و درد و تشنگى مفرط و با آب سرد راحت يافتن بر ثالث و نفخ و قراقر و خروج رطوبت مالح يا رطوبت مخاطيه و قلت عطش و گونه سوزش مقعد بر رابع و تقدم سبب فقط بر خامس و با وجود منتفع شدن عليل از استعمال آب گرم و نشستن بر موضع حار بر سادس و خروج مقعد بر سابع و تدبير سانف بر ثامن دلالت كند فائده اطبا جمله غير مهره در زحير كاذب بسبب خروج اغراس امعا توهم اسهال نموده با وجودى كه فرق فيما بينهم و هم فيما بين هر دو قسم زحير از امارات مذكوره پرظاهر ست باستعمال قوابض مىپردازند و عليلان بيگناه را بمعرض هلاكت مىاندازند و پوشيده نماند كه عدم خروج بر در ملينه مشروبه چون بزر قطونا و تخم ريحان عمده‌ترين دلائل احتباس ثقل و زحير كاذب‌ست

فصل دوم در زاء معجمه با راء مهمله

و فيه ايضا مرض واحد

زرقه

بضم اوّل و سكون ثانى و فتح قاف و هاء موقوفه لغة و اصطلاحا عبارت از ملون حدقه بلون ؟ ؟ ؟ اسمانيست و دو نوع مىباشد خلقى و حادث خلقى بسبب نتو جليديه و قلت بيضيه و كثرت روح باصره و نورانيه آن و قلت سواد عنبيه و عظم جليديه و صفا بيضيه بمنصهء ظهور مىرسد و هر چون‌كه باشد علاج‌پذير نباشد و حادث مرت از نتو رطوبت جليديه و اخرى بنا بر تحلل رطوبات نضجه كه موجب تلون حدقه است دست مىدهد و نتو جليديه گاهى بنا بر افزونى زجاجيه بود و گاهى بسبب تورم طبقه صلبيه و مشيمه و شبكه و اسباب و علامات هريكى از افزونى و تورم و كذلك زرقه حدقه بنا بر نتو جليديه در جايگاه خود مذكورست خوفا عن الاطناب بدان التفات ننموده اما تحلل رطوبات نضجه در اكثر امر بسبب مقامات امراض