تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بطريق بحران و اخرى از انفتاح فوهات عروق بينى به سبب كثرت خون و حدت پذيرفتن آن صورت بندد و وقوع علت در امراض حاده و در ايام باحورى و وجود امارات امتلا با علامات صفرا بر ان گواهى دهد و گاه باشد كه بسببى از اسباب چون ضربه و سقطه و هو الاكثر يا غليان خون در شبكه و مشيمه وريدى از آورده يا شريانى از شرائين آنجا بشگافد و رعاف افتد و تقدم سبب بر ضربى و سقطى و سبوق صداع شديد و حمرت چشم درد بر غليانى دلالت كند و از رقيق و ناصع الحمرت بودن خون و بدفق برآمدن وى شريانى را از وريدى امتياز توان كرد

رعاله

بكسر اول و فتح ثانى و الف و لام مفتوحه و هاء موقوفه حمق‌ست و مر فى موضعه و رعونته نيز از اسامى ويست كما سيجئ ان شاء اللّه تعالى

رعب

بضم اول و ثانى و سكون موحده مرادف خوف و فزع‌ست كما مر و سيجئ ان شاء اللّه تعالى

رعده

بكسر اول و سكون ثانى و فتح دال مهمله و هاء موقوفه اسمىست ماخوذ از ارتعاد كه در اصل بمعنى اضطراب و لرزه آمده و بالجمله لغت مرادف رعشه و اصطلاحا مقدمه ويست يعنى چون در تحريك قوت محركه هر عضله را فتور ما راه يابد اما بدان حد نرسد كه اصلا قادر بر اين كار نباشد رعده باشد

رعشه

بكسر اول و سكون ثانى و فتح شين معجمه و هاء موقوفه علتىست آليه كه بنا بر عجز قوت محركه از تحريك عضله و اثبات آن متصلا و اختلاط حركات اراديه و ثبات ارادى به حركت ثقل عضو متحرك كه بالطبع ميل باسفل دارد و احيانا امتلاء وى از ماده ثقيله نيز مؤيد ميل طبيعى گردد حادث شود و كيفيت حدوثش اينست كه چون بسببى از اسباب قوت مذكوره از تحريك و ثبات مزبوره عاجز آيد از عهده مقاومة تحريك ثقل عضو كه بسوى اسفل و معادق تحريك و اثبات ارادى باشد برنيايد اما از آنكه بقيه از ان باقى بود هميشه باشاله عضو ماؤف الى ما فوق و اثبات آن در ان جايگاه گرايد لكن بواسطه استيلاء عجز قادر بر ان نباشد كه زمانى معتد به باستمساك وى پردازد پس لاجرم تا انقضاء علة اختلاط حركات اراديه و ثبات ارادى به حركت ثقل عضو باقى باشد و از ظهور حركت اختلاجى هنگام سكون و تحرك عضو عموما و عدم ظهور حركت مرضيه ارتعاشيه مگر در حين تحرك آن خصوصا فرق در اختلاج و رعشه توان كرد و زيادة التحقيق مر فى الاختلاج فتذكر فائده حدوث اين علت تارة از ضعيفى قوت محركه و اخرى از ضعيف شدن آله صورت بندد و باشد كه در هر دو ضعف رو نمايد و مرض مذكور بظهور انجامد و بالجمله مقاسات امراض و كثرت جماع خاصه بر امتلا و نگريستن از جاى بلند و رفتن بر ديوار و خوف مفرط و خجالت بيشمار و مكالمه ملوك و سلاطين و گشتن بغاية خشم‌گين و غم عظيم و فرج جسيم و غير ذلك از اعراض نفسانى بنا بر آنان قوت و تضعيف و تشويش نظام حركات قوت حيوانيه و تقبض قوت نفسانيه از اسباب ضعف قوت محركه است انتباه غضب مفرط تا بفزع مركب نشود موجب تشويش حركة قوت و باعث