تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نمايد كه گرده بنا بر صغر وعا و ضعف ماسكه نگهدارد پس بالضرور دافعه آن متنبه شده بسوى مثانه مندفع سازد و بار ديگر جاذبه گرده جذب از جگر دومى از ماساريقا و وى از معده نمايد و دافعه آن به علت مسطوره بمثانه اندازد و تا انقضاء علت انجذاب مسطور و اندفاع مزبور باقى باشد لهذا شدت تشنگى و به مجرد نوشيدن آب بول كردن بيحرقت و بلا تغير لازمه ويست و گاه باشد كه بر سبيل ندرت استيلاء سوء مزاج بارد كرده خصوصا بر همگى بدن عموما بهر سبب كه باشد بواسطه تضعيف قوة ماسكه باحداث اين مرض پردازد و علامت او عدم امارات حرارتست اما خالى از تشنگى نباشد و ازينجاست كه ويرا معطشه نيز گويند و حدوث عطش در اين نوع بنا بر آنست كه چون كليه بنا بر ضعف ماسكه حفظ مائية نتوانست نمود مائية ما فوق رو بوى نهد و از ان رو اعضاء اشتياق آب باقى ماند و سيرابى حاصل نشود مگر آنكه استيلاء برودت بر عامه بدن صورت بسته باشد اما هر چون‌كه بود بعطش قسم اول نرسد هذا اكنون بايد دانست كه مولانا نفيس مىنويسد كه اين مرض را سلسل البول نيز گويند و محمد يوسف در بحر الجواهر بنا بر آنكه خروج بول در ذيابيطش به اراده و در سلسل البول بلااراده باشد تغليظ قول مولانا نموده و مولف رحمه اللّه معترضا عليه نوشته كه اطلاق سلسل البول بر اين مرض باعتبار معنى اصلى نيست تا عدم اماده را در ان دخلى باشد بلكه باصطلاح مشترك است و نيز بعيد نيست كه چون مرض مذكور طول كشد بول بلااراده در ان خارج شود و اين عاصى بانواع المعاصى مىگويد كه از خروج بول بلااراده در وقت خاص اطلاق سلسل البول على الاطلاق بر ؟ ؟ ؟ ذيابيطس لازم نيايد اللهم الا ان يكون بادنى ملابسة و قول باصطلاح مشترك اگرچه اقرب بصواب مىنمايد لكن از خصائص مولاناست تامل پوشيده نماند كه اين مرض را دولابيه بدال مهمله با معجمه على اختلاف اللغتين و بر كاريه و دواريه و استسقاء انمس و زلق الكليه نيز گويند و وجه تسميه آن بدولابيه و كذلك بدواريه و بركاريه گذشت و ايضا معاودت آب بسوى مكان خود اعنى خارج و جمىست در ان و استسقاء انمس از ان گويند كه انمس بيونانى ؟ ؟ ؟ مثانه است و چون در استسقا آب در احشا جمع مىشود كذلك در اين علت مائية در مثانه جمع مىآيد گويا همون ماده استسقاست كه در موضع مزبور گرد آمده و وجه تسميه آن بزلق الكليه ان شاء اللّه تعالى در باب زاء معجمه مذكور خواهد شد فانتظر فائده هرگاه كه اين مرض طول كشد بنا بر جذب رطوبات و ضعف قوى مورث بدق و سخافت بدن و ضعف جگر مىشود فافهم

باب الراء المهمله

و فيه عشرة فصول

[ فصل اوّل در راء مهمله با الف ]

فصل اوّل