ثانيه متوسط اللون در سواد و بياض مىباشد انتهى محصله و اسلمية بشره قشر ظاهرى به شرط نابودن آن محاذى ثقبه نسبت به بثور قشور ديگر نظر بر تعسر خرق آن بنا بر صلابت جرم ظاهرست چه با وصف خرق يسير كه در ان احيانا بمنصهء ظهور رسد مانع ابصار و مودى به نتو بدستور خرق قشور آخر نمىگردد و بشره كه محاذى ثقبهء افتد در هر قشر كه باشد ردىست كما لا يخفى فتامل و وجه تسميهء اين هر سه علت على ما هو الظن محتاج بيان و مفتقر تبيان نيست
فصل دوم در ذال معجمهء با موحده
مشتمل بر سه مرض
ذبابى
بضم اول و فتح ثانى و الف و موحده مكسوره و تحتانى ساكن آنست كه بسبب قرحه يا بشره يا جراحت قرنيه بشگافد و جزوى از عنبيه زياده از سر مور به قدر راس ذباب كه بتازى مگسست برونسو گرايد لهذا بدين اسم موسوم شده و پوشيده نماند كه مرض مذكور قسميست از مور سرخ و يجيئ فى باب الميم بعون الملك العليم
ذبحه
على ما هو التحقيق بضم اول و فتح ثانى و حاء مهمله مفتوحه و هاء موقوفه است و عوام به سكون دوم اعنى بر وزن برده مىخوانند و هر چونكه باشد على ما ذكرنا فى الخناق عبارت از ورم حار است كه بر سبيل منع خلو در عضلات هر دو جانب حلقوم كه بلع بدانها تعلق دارد يا در عضله كه بر دهن مرى و حلقوم موضوع است يا در بطانه مرى كه عند الاطباء عبارت است از سطح داخليه وى كه طعام و شراب بر ان جارى مىشود واقع گردد و پوشيده نماند كه اماس اعضاء مذكوره اگر به حدى رسد كه صاحبش پيوسته مفتقر بكشودن دهان و برون آوردن زبان باشد خناق كلبى گويند كما مر اليه الاشارة فتذكر و گاه باشد كه ذبحه را بر اختناق مطلق اطلاق مىكنند و شيخ الرئيس فيما بينهما فرق نمىكنند و مرادف يكديگر مىداند و بعضى ورم لوزتين را خصوصا بدين نام مىنامند و سديد گاذرونى ويرا باماس غلصمه مخصوص داشته و بالجمله قسمى است از خناق كه بصعوبت بسيار و كعوبت بيشمار رو نمايد و طوقى سرخ بقدام حلق از گوش تا گوش ديگر كه محل ذبحست در وى بظهور انجامد لهذا بدين اسم موسوم شده و غيبوبة حمرة مذكوره به شرط سهولة تنفس دليل استعداد تحليل ماده و دفع ويست و در صورت اشتداد پذيرفتن اعراض اردء و از آثار هلاكة بود و اسباب و علامات اين علت معه امارات انتقالات وى و تحقيق اعضاى مورد ان در اثناء ذكر حناق مشروحا ذكر يافته لهذا در اين مقام به تلخيص كلام اكتفا ورزيده
ذبول
بفتح اول و ضم ثانى و سكون واو و لام انحلال رطوبات غريزيه است و در دق مفصلا مذكور شد
فصل سوم در ذال معجمه با راء مهمله
و فيه مرض واحد
ذرب
بفتح اول و سكون ثانى و موحده عبارتست از ان اسهال كه جريان شكم در وى على الاتصال دست دهد و بعضى گفتهاند كه وى آنست كه طعام در معده و امعاء انهضام