ست كه در اين جايگاه قسمت يافته هذا اكنون بايد دانست كه نزد مولانا سمرقندى و جمهور اطبا ذات الصدر عبارت از تورم شقيست ازين حجاب كه از جانب سينه برقص موضوعست لهذا در اين علت عليل وجع مستطيل از ثقبه بحر تا فم معده احساس كند و بنا بر ازدياد ضغطه و تمدد خسپيدن بر سينه و نگريستن به طرف زمين و برداشتن سر ويرا ممكن نباشد اما خوابيدن بر پهلو و پشت آسان بود كما لا يخفى و نزد صاحب ذخيره و زبده عبارت از اجتماع ريم در فضاء سينه است و الامر بين و لكل ان يصطلح
ذات العرض
ورمىست كه در شقى از حجاب قاسم كه از طرف پشت بر فقرات موضوعست واقع شود و ازينجاست كه مبتلا بدين بلا دردى فيما بين الكتفين دريابد و خوابيدن بر پشت نتواند و از آنكه التفات به چپ و راست باعث تحرك فقار و پديد آمدن درد و تمدد بيشمارست متعسر بلكه متعذر باشد و هنگام سعال بنا بر تزعزع اغشا و اعضاى متصله با وى قلق شديد رو نمايد و اسباب فاعلهء اين هر دو مرض همانست كه در ذات الجنب مذكور شد و وجه تسميهء ذات الصدر بنا بر ظهور مذكور نشد و از آنكه درد در ذات العرض در پهناى پشت و ميانه وى مىباشد و ورم در جانبى از حجاب منصف و عرض بفتح اول و سكون ثانى بمعنى پهناست و بضم اول بمعنى ميانهء و جانب مرض مذكور باسم مزبور موسوم گرديده و كفى به مناسبة فتامل
ذات الريّه
آماس ششست و حدوثش از هر خلط ممكن بل متحقق اما بنا بر نحيف الجرم بودن عضو مادهء حادهء رقيقه در ان كمتر محتبس مىشود صرح به الرّازى فى الفاخر و الشيخ فى القانون و زهر ابن زهر اندلسى در كتاب تيسر مىنويسد كه بلغم مالوف ريّه است و در شش و حوالى آن بوفور و كثرت مىباشد پس تكوّن اين مرض از مادهء بلغم اصلا صورتپذير نباشد و سديد گاذرونى نظر بر اينكه ورم دموى در كبد و سوداوى در طحال با وجود وفور ماده و مالوفية آن كثيرالوجودست بر طريق منع مىگويد لا نسلم كه هرچه در عضو بكثرت باشد بتورم وى نپردازد و ايضا مالوف ريه بلغم رقيق مائىست نه مالح و متعفن و فيه فتامل و مولانا سمرقندى و علامه قرشى عليهما الرحمه و الغفران نوشتهاند كه ذات الريه عبارتست از ورم گرم كه از مادهء حاده بجوهر ما چون خون و صفرا يا ماده كه بسبب عفونت و غيره اكتساب حدّت نموده باشد مانند بلغم عفن و بلغم بثور متولد گردد و گاه باشد كه ورم رخو از بلغم ساذج در شش پديد آيد و باشد كه بعد تحلل لطيف اورام حاره يا ابتداء از مادهء غليظهء بلغمية و بر سبيل ندرت از مادهء سوداويه ورم صلب در ريّه رو نمايد انتباه احيانا ورم صلب ريه بسبب شدت يبوست ماده و كثرت تحجر آن مودى بتولد سنگ مىگردد و كما مر اليه الاشارة فى اثناء ذكر الحصات فتذكر و بالجمله ثقل