تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
و صفرت نفث و حرقت آن و سرعت و تواتر نبض بر صفراوى و وجع ثقيل و خفه حمى و قلت نخس و بياض نفث ضارب الى حمرت ما در ابتدا بر بلغمى و شدت نخس و خشكى دهان و قوت حمى و خشونت و سياهى زبان و تعسر و تاخر و سواد نفث بر سوداوى دلالت كند و لزوم حمى با وجود اشتداد آن در روز نوبت سعنه دليل قاطع و حجة ساطع بر نوعية ماده است فائده قرشى عليه الرحمه مىنويسد كه اشتداد وجع عند بسط نفس علامت تورم عضلات باسطه است و شدت وى هنگام روان امارت آماسيدن عضلهاى قابضه و تحليل نايافتن ماده ذات الجنب در عرصهء چهارده روز دليل اجتماع و تقيح‌ست و پاك ناشدن ريم در مدت يك چله نشان انتقال آن به سل و ابتداء تقيح به اشتداد اعراض و تمامى آن به سكون آنها و انفجار ورم بحدوث نافض و استعراض نبض و تموج آن و بعروض حمى حاده در اكثر احيان توان دريافت و حدوث علامات هائله بعد حصول امارات محموده با وصف قوت قوت حيوانيه و وفور قوت مدبره چندان مخوف نباشد چرا كه اين بنا بر رو بجمع آوردن ماده و توجه طبيعت بدفع مرض باشد و قوى دليل بر سلامة و هلاك عليل در اين علت نفث ست و خوبى نفث از نضج و كثرت و سهلة البروز بودن آن هويداست و نضج وى از ملاست و استواء و بياض لون و عدم لزوجت پيدا و بدترين وى احمر خالص و اصفر صرف و اخضر و ابيض لزج مستدير الهيئة است و منتن كيف كان روى بود و من حيث اللون سرخ بهتر از زردست و حصول نفث روز اول دليل نضج در رابع و بحران روز هفتم باشد و در صورت بروز آن روز سوم يا چهارم با وجود عدم آثار نضج روز هفتم نضج و يازدهم و چهاردهم بحران مىافتد فائده ذات الجنب غير خالص كه ويرا ذات الجنب غير صحيح و ذات الجنب مغالطه نيز گويند غشائى باشد يا عضلاتى نسبة بخالص خفيف الاعراض بود و بىنفث باشد و ضيق النفس در عضلى بيشتر بود و اعراض ديگر در غشائى و عضلى هنگام كثرت ماده بلمس اندر آمد و باشد كه بسوى خارج منفجر شود انتباه گاه باشد كه باد غليظ در نواحى پهلو پديد آيد و فيما بين الصفاقين محتبس شده دردى بذات الجنب حقيقى ماند احداث نمايد اما ؟ ؟ ؟ و حمى عفنى و اعراض ديگر كه از لوازم ذات الجنب حقيقيست خالى باشد لهذا ويرا ذات الجنب غير حقيقى گويند

ذات الصدر

پوشيده نماند كه در باطن سينه حجابيست دو شق كه از محاذات منصف عظام القص رسته ويرا به دو قسم منقسم ساخته لهذا بحجاب قاسم و حجاب منصف اشتهار يافته و شقى از ان از طرف سينه بعظام القص و شق ديگر از جانب پشت بفقرات ظهر اتصال دارد و اين هر دو شق تا ملتقى الترقوتين رسيده با هم پيوسته‌اند و حجاب مذكور فى الحقيقت در غشاء