تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در آماس مواضع مسطوره بسا باشد كه نباشد و بعضى ورم گرم مولم نواحى سينه را كه در حجاب حاجز يا در غشاء مستبطن اضلاع يا در عضلات خارجيه باشد خواه داخليه باشد به ذات الجنب خالص و آماس موصوف غشاء خارج را به ذات الجنب غير خالص مخصوص داشته‌اند و نزد بعضى ورم حار غشاء مستبطن و مستظهر ذات الجنب خالص و غير خالص‌ست و اماس حجاب حاجز و عضلات ايما كانت برسام و شوصه و مولانا سمرقندى عليه الرحمه ورم حجابى و غشائى را ذات الجنب خالص و عضلاتى و آن را كه در غشاء مجلل اضلاع افتد غير خالص نوشته و عليه اكثر الاطباء و مورد برسام بر وى حجاب حائل فيما بين كبد و معده است كما مر اليه الاشارة و محل شوصهء حجاب مستبطن اضلاع خلف كما سيجئ ان شاء اللّه تعالى و نزد بعضى شوصهء صحيحه عبارت از متورم شدن غشاء مستبطن اضلاع الصدرست و ذات الجنب صحيح مراد از تورم حجاب حاجز و صاحب ذخيره ورم غشائى را كه بدان اندرون سينه پوشيده است برسام دانسته كما مر فائده صعبترين اقسام ذات الجنب خالص كه ويرا ذات الجنب صحيح نيز گويند حجابىست و آنكه در شق ايسر افتد نسبت به ايمنى باعتبار قرب قلب ارداء بود و من حيث النضج و التحليل اسلم و ايمنى من جهة الموضع اگرچه ايمنى دارد اما نظر به بطور نضج و عسر تحلل ردىست و قسمىست از ذات الجنب صحيح كه شامل شقين باشد و همگى حجاب حاجز و غشاء مستبطن اضلاع سينه در ان بتورم گرايد و از آنكه حجاب مذكور و غشاء مزبور معين بر تنفس‌ست استنشاق هوا و جذب نسيم متعسر بلكه متعذر گردد و ازينجاست كه كار صاحب اين مرض در اكثر امر باختناق و امتناع تنفس به هلاكت انجامد لهذا وى را خانفه گويند و بنا بر عموم علت و صعوبة آن بيمار بر هيچ شكل خوابيدن نتواند و عند السعال از شدت الم بيهوشى بوى رو نمايد و بالجمله وى ردىترين اقسام ذات الجنب‌ست من كل الوجوه و ذات الجنب خالص كيف ما كان بنا بر قرب قلب و غشائيه عضو و ضغطه ورم و تاذى ريه با حمى حاده و بحسب شدت نفوذ ماده يا وفور آن يا وجع ناخس يا تمددى زير قبرغه معه منشارية نبض كه وجهىست از وجوه فرق آن با ذات الكبد و با تنگى نفس و سعال يابس ابتداء در اكثر امر يار باشد و پوشيده نماند كه علت مولدهء اين علت در اكثر احيان بنا بر صفاقت موضع آن صفراء خالص با خون صفراوى بود و باشد كه بلغم مالح با سوداء محترقه عفونت پذيرد و محدث اين مرض گردد و از خون خالص غليظ و سودا و بلغم كذلك حدوث اين علت صورت نه‌بندد اللهم الا ان يكون عضلانيا و بالجملهء احساس ثقل و تمدد تحت اضلاع و حمرت نفث و سرخى گونه و شدت ضيق نفس و عظم نبض در ذات الجنب دموى و شدت وجع ناخس و حدت حمى و