فائده پوشيده نماند كه رطوبت لب در شب و يبوست آن در روز خاصهء جمله اقسام ديدانست چه ابخره عفنه آنها روزانه بحركات بدنيه و نفسيه بتحليل روند و شبانه رو باعضا آليه نهاده مستحيل برطوبات شوند و در كتب مبسوطه طبيه وجوه ديگر نيز نوشتهاند خوفا عن الاطناب از ان اعراض نموده شد فائده حدوث ديدان از غير رطوبة لزجه بلغميهء صورت نهبندد چه صفرا بنا بر شدت حرارت و مرارت و قوت يبوست وحده مضاد حيات بلكه قابل ديدانست لهذا اطبا لعالجه آنها بادويه مره مىكنند و قرشى عليه الرحمه نوشته كه تولد حب القرع و ديدان مستديره اكثر در جانب يسار اعور و قولون باشد زيرا كه مراره كه صفرا از ان منصب بامعا شده به غسل مادهء ديدان پردازد به طرف ايمنست فافهم ذلك و سودا با وصفى كه بسبب برد و يبس مزاج مضاد حياتست منصب بامعا نمىشود تا به تعفن آن در ان و تولد ديدان از ان چه رسد و كذلك خون با وجود تناسب اعضاء انسانى و عدم ملايمه مزاج دودى از بهر بخل طبيعت بدان بامعا نهريزد و اگر احيانا بريزد منجمد شود و قبل از آنكه تعفن در ان راه يابد مندفع و مستخرج گردد و ايضا بقاء اخلاط ثلثه در امعاء تا زمانى كه بتعفن گرايد و توليد ديدان نمايد متعسر بل متعذر ست فتامل فائده جليله در كيفيت تولد ديدان پوشيده نماند كه طبيعة باذن خالقها تبارك و تعالى در مادهء حسب استعداد آن تصرف مىكند پس هرچه قابل الدفع باشد به عرق يا ببخار يا بوسخ يا بجرب يا به بثور يا به غير ذلك موافق قابلية آن مندفع گرداند و هرچه مستعد قبول صورت حيوانى بود دودى باشد يا قملى و قمقاى على اختلاف الاستعدادات بدان محلى سازد پس صورت موصوفه از مبدأ فياض كه معرى از دنائت بخلست فائض گردد و مادهء مزبوره بكمال طبيعى خود كه استعداد وى داشت و در خفش بهتر از بقاء آن بر عفونة صرفه بود دررسد و خير به صورت موصوفه نسبت بعفونة صرفه بنا بر آنست كه عفونة مزبوره به تعفين غير و افساد بدن مىپردازد و صورت مزبوره با وجود عدم اين علت در ان از جهت مشاكلت تسلط بر عفونات بدن و اوساخ آن و اغتذا بدان نمايد فافهم
باب الذال المعجمة
و فيه ستهء فصول
فصل اول در ذال معجمه با الف
مشتمل بر شش مرض
ذات الجنب
پوشيده نماند كه ذات بذال معجمه مفتوحه و الف و فوقانى بمعنى صاحب و خداوند آمده و جنب بفتح جيم و سكون نون و موحده بتازى پهلوست و از آنكه محل عروض مرض مزبور على ما هو راى الجمهور نواحى جنب و پهلو باشد باسم موسوم موسوم شده هذا اكنون بايد دانست كه در بدن انسان همگى بست و چهار پهلوست از هر جانب