تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
شايد مىباشد و لهذا لون ديدان موصوفه ضارب الى حمرت ما بود طبيعة ويرا وانمىگذارد كه حرارت غريبه متعفنه به تصرف شديد كه بتفريق و تقسيم آنها انجامد در ان متصرف شود تا تولد ديدان صغيره صورت پذيرد و قلت لبث آن در امعاء موسومه بنا بر كثرت ماساريقا و انصباب صفرا بر آنها و عدم استقصاء جذب كبدى از مؤيدات اين معنىست هذا اكنون بايد دانست كه بنا بر گزيدن امعا و تصاعد ابخره سميه از ديدان و هم از ماده آن باعضاء آليهء مغص خاصه عند الجوع و هم سائيدن دندان در خواب دليل تولد حيات و سعال يابس و كسل اعضا و ضعف نبض و انتفاخ بطن و برودت اطراف و يبوست طبع و قلت براز و احتباس لزع در فم معده و حركت تصاعد ديدان و خروج آنها در قى و احيانا در براز لازمهء آن و كل ذلك بعفونت الحيات و خباثتها و ارتفاع الابخرة السمية العفنة من الاخلاط المولدة و ذواتها و باشد كه از حركات موذيه و تصاعد بخارات متعفنه حيات اعراض رديه كه بصرع ماند چون سقوط و تشنج و التوا پديد آيد دوم آنكه تولد آنها در معاء اعور و قولون باشد و اين دو گونه بوند يكى عريض مانا بحسب القرع و لذا سمى به و دوم مستدير و حب القرع گاهى با يكديگر متصل و بهم‌پيوسته باشند حتى كه طول مجموع در بعض احيان بسه ورع مىرسد چه تولد اين نوع از ماده ؟ ؟ ؟ موارهء حيات‌ست غايت آنكه بسبب استيلاء عفونة شديده انقسام ما كه به حد مادهء ديدان صغار نرسد راه يافته لهذا و تقرب ماده مولده باعضاء رئيسه اين نوع را از داء الانواع و اخبثها دانسته‌اند اگرچه حيات نيز بنا بر قرب اعضاء موصوفه و تضعيف بدن بالتقام كيلوس و شدت التصاق بامعا و عسرت اندفاع بسبب بعد مخرج و ضيق مجارى و كثرت ؟ ؟ ؟ تانيف آنها خالى از خباثت و عارى از رداءت نباشد و بالجمله كثرت اشتها و خروج دودها در ثقل احيانا و صفرت الون و سيلان لعاب دهن لازمهء حب القرع و ديدان مستديره است سوم آنكه در معاء مستقيم متولد گردد و صغير و شبيه بكرم سركه و پنير بود چه در مادهء آن بسبب فقدان علل مذكوره در حيات انقسام و تفرق باستيلاء شديد مستولى شده باشد و از آنكه محل تولدش غصون معاء موصوف قريب بشرح باشد و بنا بر تركب غصون بعضها ببعض و ازدحام ثقل منضغط مىشوند لاجرم باريك و معوج على حسب استداره معا مىباشد و بالجمله حكه و دغدغه مقعد و خروج دود با ثقل بر ديدان صغار دلالت كند و عروض اين نوع در اكثر امر به اطفال و مرطوبين و كسان خبيث الطبع كه در طهارت مبالغه نكند مىباشد اما از آنكه موضع علت قريب از مخرج و بعيد از اعضاء رئيسه بود حدوث آن چندان مخوف در وى نبود هذا
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 157 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )