تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
متقدم نيز دلالت مىكند و درين تپ تلخى دهن و قى و اسهال صفراوى و قلق و هذيان و صداع و سهر و ناريت بول مىباشد مگر آنكه صفرا متوجه بدماغ بود آن‌وقت قاروره سفيد و رقيق باشد و اين منذر بسرسام بود و به شرطى كه ماده مندفع برعاف نشود و زمانه اخذ غب و يا شدت آن از چهار ساعت تا دوازده ساعت مىباشد و چون ازين زياده ماند علامت تركيب‌ست و اكثر تركيب از صفرا و بلغم مىباشد پس اگر صفرا و بلغم علىحده علىحده متعفن شوند

شطر الغب

حادث مىشود و اگر يك جا متعفن شوند

غب غير خالصه

و شطر الغب خالص آن باشد كه مركب از صفراوى لازمه و بلغمى دايره ؟ بود و شطر الغب يك روز زياده مىآيد و يك روز كم و گفته‌اند اگر در علاج غب خالصه خطا نشود در هفت دوره كه چهارده روز مىباشد برود و گاه باشد كه بحران غب لازمه در هفت روز مىباشد و غب غير خالصه تا شش ماه طول مىكشد و بول در خالصه رقيق مىباشد و در غير خالصه غليظ و وقتى كه درد سر در روز اول عارض شود و در روز چهارم قوى گردد علامت آنست كه بحران در روز هفتم خواهد شد و وقتى كه درد سر در روز سوم شروع شود و در روز پنجم قوى گردد علامت آنست كه در روز نهم يا يازدهم بحران خواهد شد و اگر تپ هميشه ماند و سرخى رو و چشم و انتفاخ رگ‌ها و سرخى و غلظ قاروره بود علامت

سونوخس

است و آن تپ دموى بود كه از غليان خون حادث گردد و اگر اين عوارضات بشدت باشند علامت

مطبقه

است و اين تپ دموى بود كه از تعفن حادث گردد و باشد كه خون خارج عروق نيز متعفن شود چنانچه ؟ ؟ ؟ در اورام مىباشد و بحران تپ دموى در روز هفتم واقع شود و اگر روز چهارم آيد و با نافض و لرزه بود علامت

ربع دايره

است و ماده آن سودا بود كه متعفن گردد خارج عروق و اگر دو روز آيد و يك روز نه آن را

ربع معكوس

خوانند و اگر روز چهارم شدت كند و به آن سردى و نافض و عرق نباشد علامت

ربع دايمه

است و اين بسيار نادر بود و ماده اين تپ سودا بود كه متعفن گردد داخل عروق و زمان نوبت اين تپ