معدنى و مائى مىباشد معدنى بدون آب متكون مىگردد و آن جبلى و برى مىباشد و مائى آن آبهائيست كه منجمد مىگردد و معدنى او اقسام است و هريك را نامى مخصوص است و مذكور مىشود بهترين او نمك اندرانى معدنى است پس ملح مائ بعد از ان نمك طعام و زبونترين آن ملح معدنى است و املاح مصنوعه نيز مىباشد و آنچنان مىباشد كه خاكستر بعضى نباتات كه آب آن را صاف نموده به آتش يا بآفتاب منعقد مىسازند و كذلك از ابوال انسان و حيوانات نمك مىگيرند و مراد از مطلق ملح نمك طعام است و مجموعه آن مسهل بلغم و سودا و ماء اصفر و مصلح اغذيه بارده و بوداده آن قابض و سوخته آن الطف و همه آن غاسل امعا و دافع بدمزگى اطعمه و مانع حدوث جذام و با عسل و سكنجبين رافع ضرر افيون و سموم مخدر و گزيدن هوام و جهت استسقا و امراض سوداوى و بلغمى نافع و قى كردن به آب نمك و سكنجبين منقى معده و اكتحال او با مرواريد جهت بياض مجرب است و مضر دماغ و مورث تاريكى چشم و اكثار او محرق خون و مقلل منى و مورث خارش بدن و جرب و مضر ابدان نحيف و مصلحش صعتر و عرق او كه بقرع و انبيق كشند بغايت ترش و خوشطعم و مجفف رطوبات معده و امعا و مفتح سدد و رافع استسقا و سپرز و اكثار او باعث لاغرى بدن
ملح اندرانى
به فارسى نمك سنگ بلورى نامند در آخر دوم گرم و خشك مسهل بلغم و در تقويت فهم و ذهن و رفع تخمه قوىتر و در ادويه عين استعمال غير او جائز نيست
ملح اسود
از اقسام ملح العجين است و او سياه بىنفطيتست مقى و مخرج بلغم و سودا
ملح العجين
نمك طعام است و الوان مختلفه مىباشد و اكثر او سفيد و بعضى مائل بسرخى و بعضى بسياهى و بعضى بزردى و بهترين او سفيد و صاف است و در آخر دوم گرم و خشك و در افعال مانند ملح اندرانى است
ملح هندى
نمكى است شفاف و سرخ مايل بسياهى و قطعات بزرگ مىباشد در اول سوم گرم و خشك مسهل ماء اصفر و سودا و بلغم و محرك اشتها و محلل رياح و در سائر افعال مانند سائر اقسام و قدر شربتش يك درم و نيم
موميا
لغت يونانى