تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
با طين قيموليا و ناشتا خوردن سه مثقال او كه در يك رطل شير بجوشانند تا به نصف رسد با شكر يك وقيه كه بالائ لحوم خورد جهت رفع سنگ گرده و مثانه از مجربات است و بسيار فربه مىكند و چون او را در آب‌ليمو چندان‌كه يك انگشت بالا آيد تر كنند و خشك نمايند و هفت‌بار تكرار نمايند جهت اعاده اشتها مايوسين مجرب است و مصدع محرورين و مصلحش كشنيز و مقلل شير مرضعه و مصلح آن ترمس و بدلش شونيز در غير تسمين و قدر شربتش تا سه درم

نارجيل

به فارسى نارگيل و بهندى تاريل و كهوپره گويند در آخر دوم گرم و در اول آن خشك و متكرج او بسيار گرم و خشك و با مضرت است و آب او گرم و تر و سركه او در اول گرم و در سيوم خشك و مغز نارجيل مولد منى و مسخن گرده و مسمن بدن مبرودين و جهت دافع مواد بارده بلغمى و سوداوى و جنون و ضعف جگر و با شكر جهت توليد خون صالح و تقويت حرارت غريزى نافع و جرم او ديرهضم و مولد خون غليظ و مصلح آن شكر و نبات و مضر محرورين و مصلحش ميوه‌هاى ترش و متكرج آن مورث غثيان و غشى است و قدر شربتش از جرم آن تا سه مثقال و از آب او تا سه وقيه

نارجيل بحرى

به فارسى نارگيل دريائى گويند مقى قوى و سائيده او جهت رفع سموم و هوام و افعى و افيون و مانند آن مجرب است و تا قى كند مكرر بايد داد و اگر قى نكند علامت خلاصى از سم بود و رافع مضرت هواى وبائى و اختلاف آبها است و اقوى از ترياق كبير است و قدر شربت او يك قيراط است

نارنج

معرب از نارنگ فارسى است گويند ريشه و پوست درخت و پوست نارنج و شگوفه و تخم او در دوم گرم و خشك و ترشى او در آخر دويم سرد و خشك و موافق نزلات و سرفه حار و در برگ و پوست او تفريح عظيم و جميع اجزاء او در همه امور بهتر از ترنج و شرب يك درم و نيم خشك او به آب گرم جهت پيچش و ضماد پوست زرد او با سركه جهت درد سر و آب خيسانيده پوست و شگوفه او جهت عسر ولادت مجرب و ترشى او با شكر مسهل صفرا و مدر آن و رافع امراض حاره و اكثار او مضعف جگر و مصلحش عسل و شكر و دو درم از تخم مقشر او ترياق گزيدن جانوران و در سائر افعال مانند ترنج