باب سيّم : در بيان ادويهاى كه حرف اول آنها تاى مثناة فوقانيه است
فصل التاء مع الالف
تانبول
به فتح تا و الف و نون و ضم باى موحده و سكون واو و لام لغت هندى است و تنبول و پان نيز نامند .
ماهيت آن : برگ نبات مجنى است يعنى نباتى است بياره دار مانند انگور و ساق و شاخ آن باريكتر از آن و براى آن نيز داربست مىكنند و برگ آن سبز پهن و نصف بالاى آن صنوبرى و سر آن تيز و ما بين آن عريض املس بىتشريف و زغب و ساقه برگ آن اندك بلند و چند نوع مىباشد يك نوع آنست كه برگهاى آن نازك و كوچك و سفيد مىگردد به عمل و منبت آن مكهه كه دهى است از مضافات صوبه بهار عظيمآباد و لهذا آن را مكهى نامند و اين خوشبو و نيكو طعم و لطيف و كم حدت است . طبيعت آن : معتدل در حرارت و يبوست و نوع ديگر كنكيريست كه در شاهجهانآباد و اكبرآباد و نواح آن و دكهن مىشود برگ آن بزرگتر از برگ مكهى و در جميع افعال و خواص و مزاج قريب به آن و نوع ديگر آنست كه برگهاى آن بزرگ و سبز و بسيار لطيف و نازك و در سناركام كه قريهاى است از قراى مضافات جهانگير نكر از بنگاله مىشود و كافورى مىنامند در حدت طعم و تندى رايحه شبيه به قرنفل مىباشد . طبيعت اين : گرم در آخر دويّم و خشك در اواسط آن و نوع ديگر كه برگهاى آن بزرگ و متوسط سبز و نازك و به تعمل سفيد مىگردد و در اكثر بلاد هند و بنگاله مىشود و اين را سانچى مىنامند و اين نيز لطيف و خوشبو است و ليكن به لطافت و رايحه آن سه نوع نيست . طبيعت آن : حار يابس قريب به اوايل درجه ثانيه است و نوع ديگر آن است كه برگهاى آن سبز و بزرگتر از آنها و با حدت طعم و رايحه و بنگله مىنامند جهت آنكه مخصوص به بنگاله است . طبيعت اين : حار در اواخر درجه دويّم و يابس در اواسط آن و هر يك از سانچى و بنگله اصناف مىباشد در هر بلدى و جايى به قسمى در بعضى جاها ورقهاى آن بزرگتر و در بعضى جاها كوچكتر و از اصناف بنگله آنچه برگهاى آن نازك و كوچك و اندك عريض مىباشد ملكپورى مىنامند منسوب به ملكپور نام ديهى است از دهات مرشدآباد كه در آنجا به هم مىرسد و اين بهترين اصناف بنگله است و بالجمله آن را انواع و اصناف بسيار مىباشد در هر بلدى و جايى به نوعى خاص به نامى مشهور و برگ تمام آنها تا در درخت است سبز مىباشد و بعد از چيدن بعضى را به تعمل سفيد مىنمايند بدين نحو كه برگهاى بسيار از آن را در زنبيلى و يا سبدى و يا گيرهاى كه به هندى توكرى مىنامند كرده سر آن را به پيشال يعنى كاه برنج يا گندم كه به هندى پوال نامند پوشيده و در زمين گودى به مقدار آن كنده و در آن گودال آتش مىافروزند تا قدرى گرم گردد پس آتش را از آن گود برآورده زنبيل تانبول را يك شبانه روز در ميان آن مىگذارند و بر بالاى آن سنگى و يا چيزى ثقيل براى آنكه برگهاى نرم شده بر هم بنشينند مىگذارند پس در تابستان شبها در شبنم و در زمستان جاى گرم نگاه مىدارند برگهاى آن سفيد و نازك مىگردد و بيخ آن آنچه به تحقيق پيوسته خولنجان است كه به هندى كوليجن نامند و در خولنجان بيان آن خواهد آمد و بهترين آن مطلقاً برگ متوسط سفيد نازك كهنه آن است و برگ خام نورس و سبز تازه اخذ نموده و يا بسيار كهنه به درخت مانده و رطوبات آن به تحليل رفته همه زبون زيرا كه اين نازك و لذيذ و اين زمخت و با عفوصت مىباشد .
افعال و خواص آن : مطلق مفرح و مشهى و مقوى معده و جگر و دماغ و دل و حافظه و فهم و نشاط آورنده و مفتح و مدر فضلات و مضغ آن به جهت رفع رطوبات دهان و لثه و استحكام