تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

بيض

به فتح باى موحده و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضاد معجمه مراد از مطلق آن تخم مرغ خانگى است كه به فارسى تخم و خايه ماكيان و به هندى مرغيكااندا نامند . ماهيت آن : معلوم است بهترين آن بزرگ مقدار آنست كه در همان روز از مرغ تولد كرده باشد زيرا كه حرارت هوا مفسد آن است و حافظ آن از فساد هوا در نمك نگاه داشتن . طبيعت زرده آن : مركب القوى مايل به گرمى تا آخر درجه اول و سفيده آن سرد و تر در دويّم و پوست بيرون آن در اول دويّم سرد و خشك و پوست صفيق اندرون آن كه غرقى نامند سرد و خشك در اول . افعال و خواص آن : زرده نيمبرشت آن صالح الكيموس كثير الغذا قليل الفضول و مقوى دل و دماغ و بدن و مبهى و جهت منع نزلات حاره از سينه و اصلاح حال سينه و خشونت آن و نفث الدم و خشونت معده و روده و مثانه و قرحه گرده و مثانه و مقوى شخصى كه خون زياده از او دفع شده و يا ضعفى از فصد به هم رسانيده باشد و موافق مزاج سوداوى و چون زرده آن را در ظرف چينى يا غير آن بر هم زنند و با اندك فلفل يا مرى در ظرف مسى و غير آن كه در آن آب باشد بگذارند و جوش دهند تا نيم پخته گردد و در بين بر هم مىزده باشند و اين بهترين انواع طبخ آن است و سريع الهضم جيد الغذا است و جهت حلق و سرفه و نفث الدم و تقويت باه و خوردن زرده خام آن جهت رفع اذيت گزيدن مار و تصفيه صوت و حرقت مثانه مفيد . مضر معده و اكثار و مداومت آن مولد حصات گرده و بهق و كلف و نيم پخته آن در مزاج اطفال نايب مناب شير و بسيار پخته آن دير هضم خصوصاً در مزاجى كه بسيار رطوبت غالب باشد و مورث قولنج ، مصلح آن ادويه حاره و آب كامه و با كندر جهت سرفه و با تخم كتان جهت ضيق النفس و با اندك نمك و كندر و انزروت جهت تسمين بدن بيعديل و با دم‌الاخوين جهت زحير و با كهربا و طباشير جهت قطع سيلان خون و تسديد فوهات عروق و سحج و با سماق و مازو و دانه مويز و انگور و امثال اينها جهت اسهال مرارى و با مصطكى و مانند آن جهت درد شكم و با تخم تره تيزك و نمك سقنقور و نشاره قضيب گاو كوهى و دارچينى جهت تقويت باه بغايت نافع و پخته آن در سركه قابض طبع و مانع ريختن مواد به معده و ضماد آن با روغن گل و بابونه جهت ورم چشم و انثيين و مقعده و با موم و روغن جهت تليين اورام و اعصاب و طلاى پخته آن با زعفران و روغن گل و آرد جو بر پيشانى جهت منع نوازل و ضربان چشم و جهت ورم بواسيرى و مقعده و ضربان آن و با عسل جهت كلف و آثار سياهى و با مر و زعفران جهت ورمى كه از خون غليظ به هم رسيده باشد و به تنهايى جهت شقاق سفلى نافع و چون زرده آن را به قدر مطلوب چهار پنج عدد و يا زياده با زيره كرمانى و گل بابونه نرم كوبيده در هم سرشته بر پارچه كرپاس آب نديده ماليده گرم كرده بر كمر بچسپانند درد و وجع آن را تسكين دهد و تقويت بخشد و به تنهايى چون پارچه كرپاسى را مدور چيده وسط آن را سوراخ كوچكى نموده بر آن بمالند و بر دمل و يا ورمى كه خواهند منفجر گردد گرم نموده بچسپانند در يك دو روز منفجر مىسازد خوردن زرده يا سفيده آن موافق محرور المزاج و تدهين روغن زرده آن جهت برآمدن موى ريش و غير آن و براى تقويت باه و جهت تمدد و تشنج امتلايى حادث از برودت و رطوبت مجرب و سفيده آن مغرى و خوردن آن مولد خلط خام و لزج و دير هضم و با آرد جو قاطع نزف الدم و نفث الدم از فوق و تحت و ضماد آن جهت درد چشم و حرارت مقعده و قروح حاره خبيثه و سوختگى آتش و آب گرم و منع آبله كردن آن و بر بشره جهت رفع آثار حرارت آفتاب و آتش و با ادويه قابضه بىلذع جهت قطع خون رعاف كه از پرده‌هاى دماغ آيد و با كندر بر جبهه جهت منع ريختن نزله به چشم و طلاى آن به تنهايى رادع و مسدد مسام و جهت اورام حاره نافع و با كافور و بزر البنج جهت تبريد چشم و رفع حدت و سوزش حادث از گرمى آفتاب و يا آتش و حقنه آن با اكليل الملك و امثال آن جهت تسكين وجع امعا و سحج و اسهال مرارى و حمول آن با روغن گل جهت ضربان مقعده و رحم مفيد و پوست صلب بيرون آن جالى و مجفف قروح و قاطع رعاف و جهت جرب و حكه و ذرور آن با صدف جهت بياض چشم و قطور مكلس آن يعنى سوخته مانند آهك سفيد شده آن با عسل جهت قطع بياض چشم بغايت سريع الاثر و نفوخ سوخته آن به قدرى كه سياه شود و خاكستر نگردد جهت قطع رعاف مهلك مجرب و خوردن تازه مسحوق غير محرق آن به قدر دو درهم مهيج باه و طلاى آن با عسل و سركه جهت تحليل اورام و ذرور آن قاطع خون و جهت التيام جراحات كهنه و الصاق جراحات تازه مفيد و پرده ملاصق پوست آن يعنى غرقى با خون بچه كبوتر حمولًا مفيد بكارت است و از اسرار شمرده‌اند و پوست تخم مكلس در جميع افعال مانند آهك است . جالينوس حدى به جهت نيم پخت نمودن آن قرار داده كه هرگاه در آب گرم جوشان بگذارند تا صد عدد كه شمار كنند و چون در آب سرد بر آتش گذارند تا سه صد عدد كه شمار نمايند نيم پخته مىشود . مقدار شربت آن : از پنج عدد تا پانزده عدد و تخم ساير طيور در اماكن خود ذكر خواهند يافت و بالجمله بيض سلحفات برّى جهت صرع و بيض رخمه جهت دفع سموم و تخم تذرو و تخم تيهو و دراج و كبك شبيه‌اند به تخم مرغ خانگى و طريق تكليس