و تقويت دندان و لثه و خوشبويى دهان و تسكين عطش كاذب بلغمى و گرسنگى و تصفيه صوت و ضيق النفس و سرفه بارد رطوبى بلغمى و تقويت معده و هاضمه خصوصاً با فوفل و دانه هيل نافع و قاطع نزف الدم لهات و تحليل اورام آنها و ضماد آنها ملحم جراحات تازه و بستن برگ پان بنگله گرم كرده بر نزول آب كه در بيضه باشد دو سه برگ بالاى هم يعنى سه ته بسيار مفيد در ابتدا و در دو سه روز به تحليل مىبرد و اگر بسيار گرمى كند و تاب نياورند دو برگ بالاى هم و يا يك برگ بندند و يا آنكه متوالى نبندند بلكه به تفاريق يك روز يا دو روز در ميان تا به تحليل رود و چون برگ تانبول را با مصالح آن كه قدرى فوفل ورق كرده و قليلى كات هندى و اندك آهك مغسول است و اهل هند قاطبةً به اينها مىخورند بخايند و آب آن را بر زخم تازه عموماً و بر زخم كچلى سر بعد سر تراشى و خونآلود بودن بمالند و همچنين بعد از ختنه اطفال بر آن بچكانند و يا بپاشند خون آن را بند مىكند و موجب خشكى و سرعت اندمال مىگردد و دستور خوردن آن آنست كه با مصالح مذكوره خوب مضغ نموده آب آن را مىخورند و ثفل آن را مىاندازند زيرا كه ثفل آن مسدد و مورث قولنج است و گاهى براى لذت و يا براى تقويت معده و تقطيع اخلاط بلغميه چند دانه قاقله صغار و يا كبار و يا يك دو دانه قرنفل مزيد مصالح مذكوره مىنمايند و ناشتا خوردن آن مضر خصوص محرور المزاج را و در بعضى امزجه ناشتا اسهال مىآورد خصوص بنگله آن و چون بىمصالح مذكوره با نمك هفت هشت تا ده برگ آن را يا زياده به حسب برداشت طبيعت بخورند اسهال بلغم مىنمايد و سرفه و ضيق النفس را مفيد و اهل هند هرگاه تانبول گويند مرادشان مركب سكرى است كه از برگ تانبول و جوزبوا و شربت نبات و غيرها ترتيب مىدهند و در قرابادين نسخه آن ذكر يافت و عرق آن نيز .
تار
به فتح تا و الف و راى مهمله .
ماهيت آن : اسم درختى است هندى تنه آن بسيار بلند و قوى و بر سر آن برگها و هر يك با ساقى بلند و چتردار و هر يك مشتمل بر برگهاى بسيار به هم پيوسته شبيه به پنجه آدمى و بلند و اندك ضخيمتر از برگ خرما و نارجيل و از چتر آن اهل هند بادزن مىسازند و از برگهاى آن بوريا مىبافند و نويسندگان اهل كتك كه ادريسه نيز نامند به جاى كاغذ با قلم آهنى دفاتر خود را بر آن مىنويسند و مدتها مىماند و آن نر و ماده مىباشد نر آن خوشه برمىآورد و ثمر نمىبندد مانند نخل نر و ماده آن ثمر مىبندد و ثمر آن فى الجمله در شكل شبيه به نارجيل خام با پوست و جوف آن پر ريشه و در آن دانههاى اندك پهن در بعضى ثمرها چهار دانه و در بعضى سه و در بعضى دو و در بعضى يك دانه مىباشد و آن را به هندى تار گل مىنامند و در خامى شكافته بر مىآورند و مىخورند تر و شاداب و نازك و اندك شيرين مانند فالوده منجمد و مغز نارجيل تازه بسته مىباشد و هر چند رسيدهتر شود صلب مىگردد تا آنكه مانند مغز نارجيل دريايى بسيار صلب مىشود و در اين هنگام در ميان ريشههاى بالاى دانه آن كه مانند انبه ريشهدار است رطوبت لزج اندك شيرين مايل به تلخى و بدبويى سرخ رنگ به هم مىرسد و بعضى مردم آن را قدرى ميده گندم و اندك شيرينى داخل كرده در روغن مثل گلوله بريان كرده مىخورند اهل بنگاله و عظيمآباد و اهل هند سر خوشه ثمر آن را خواه نر و خواه ماده و از ماده بيشتر در به دو ظهور و خامى بريده ظرفى گلى را بدان مىبندند و آنچه آب در آن جمع مىگردد برمىدارند و مىآشامند و آن را تارى مىنامند و طعم آن اندك به شيرينى مايل و فى الجمله كريه الرايحه و در تازگى كه هنوز گرمى هوا بدان نرسيده و به جوش نيامده مىگويند كه غير مسكر است و چون به جوش آمد مسكر مىگردد و به اندك گرمى و حرارت آفتابى كه به دو رسد و يا آنكه ظرف آن آلوده به تارى قديم باشد به سبب كمال لطافت به جوش مىآيد و مسكر مىگردد و لهذا شب ظرف نويى را بدان مىبندند و قبل از طلوع آفتاب كسانى كه آن را مىخورند و خواهش به خوردن آن و ولوع بدان دارند نزديك درخت آن رفته به مجرد فرود آوردن مىخورند و هر مرتبه ظرف را تجديد مىنمايند و آنچه روز بستهاند به فاصله سه چهار ساعت فرود مىآورند و باز اين به سبب گرمى هوا اندك مسكر مىباشد و از آن سركه نيز مىسازند و آن سركه بسيار ترش و لطيف مىباشد .
طبيعت آن : دانه ثمر خام آن سرد و تر و تارى آن مركب القوى با حرارت ضعيفى و رطوبت بسيارى و دانه ثمر پخته آن سرد و خشك و سركه آن سرد و تر و بىقوّت قابضه .
افعال و خواص آن : دانه ثمر خام آن ثقيل و بطى الهضم و نفاخ و رافع تشنگى و مقوى باه و رافع فساد صفرا و خون و ضربه و سقطه و مدر بول و تارى آن نفاخ و مقوى باه و منعظ و مسمن و مقوى ارواح و منشط و رافع تشنگى و مدر بول و جهت حرقت بول و قروح مجارى آن نافع و اندك مصدع و اكثار آن مورث دوار خصوص مسكر آن .
تالمكهارا
به فتح تاى مثناة فوقانيه و الف و لام و فتح ميم و كاف و خفاى ها و الف و فتح راى مهمله و الف لغت هندى است و عوام تالمكهانا به نون و به زبان بنگله كلياكهارا نامند .
ماهيت آن : تخمى است پهن اندك طولانى ريزه اغبر اندك براق