و لعابى مانند تودرى و گياه آن به قدر ذرعى و شاخهاى بسيار از يك بيخ روييده و برگ آن شبيه به برگ كاسنى و خشن و زغبدار و گل آن سفيد و ريزهتر از گل كاسنى و عقدههاى اين نيز مانند عقدههاى كاسنى و تخم آن در آنها الا آنكه در عقدههاى اين خارها مانند خار امغيلان مىباشد به خلاف كاسنى و منبت آن كنار آبها و زمينهاى نمناك .
طبيعت آن : گرم و خشك با رطوبت فضليه .
افعال و خواص آن : تخم آن مفرح و مسمن و مبهى و زياده كننده منى و ممسك آن و دافع فساد سودا و خون و چون نرم كوبيده مقدار يك درهم تا سه چهار درهم آن را با هم وزن آن قند يا شكر و يا شير گاو تازه دوشيده بياشامند منى را زياده مىگرداند و امساك منى مىآورد و سرعت انزال و جريان منى را بر طرف مىنمايد و كوبيده آن را بر شربت پاشيده نيز مىآشامند و داخل معاجين مبهيه نيز مىنمايند و به سبب صلابت دير كوبيده مىگردد و آشاميدن آب مطبوخ برگ و ساق آن و سلاقه آن جهت استسقا به سبب قوّت ادرار آن مفيد و ضماد ساييده گرم كرده برگ و ساق و بيخ آن به تمامى بر كمر جهت وجع ظهر و بر مفاصل جهت فسخ عضل و وجع آنها و بخور آب مطبوخ آن نيز جهت امراض مذكوره نافع .
فصل التاء المثناة الفوقانيه مع الباء الموحده
تبن
به كسر تا و سكون با و نون به فارسى كاه نامند و اسم جنس آن است .
ماهيت مطلق آن : معروف است و هيأت كاه هر گياهى به نوعى علىحده است .
طبيعت اكثر آن : در اول سرد و در دويّم خشك و بعضى را به حسب آن چيز مختلف .
افعال و خواص آن : جلوس در طبيخ كاه گندم و تعريق به بخار آن جهت تحليل اورام و رفع امراضى كه از برودت هوا و برف بهم رسيده باشد و ماليدن آن بر قدمين جهت رنجى كه از مشى بر برف و يخ حاصل شده باشد و شستن بدن بدان جهت رفع اعيا و سستى نافع ليكن بشره را شبيه به بشره مريض مىسازد و جوش دادن ترنج و بالنگ و ليموى درست در آن و تبديل نمودن آن دو سه مرتبه باعث شيرينى و زوال تلخى پوست آن است و ضماد خاكستر آن با نيم وزن آن نمك و قدرى سركه سرشته جهت قروح ساقين نافع . كاه جو مبرد و افتراش آن جهت محرورين مفيد و غسول كاه باقلا جهت قلع آثار جرب و كلف خصوصاً سياه آن و پشم و برگ خرما را از آن رنگ مىنمايند و سياه مىگردد و از خاصيت كاه باقلا آن است كه چون در زير درخت ميوهدار هنگام ظهور شكوفه آن بخور نمايند آن را ثمر آن را محفوظ مىدارد از افتادن و مجموع كاه خصوصاً كاه خلر كه جلبان نامند مضر عصب و خوابيدن بر آن بغايت مضر و عرق كاه گل مقوى دل و دماغ و جهت رفع غشى و سستى و ضعف دل محرورين بغايت نافع و طريقه اخذ آن آنست كه كاه گل ديوار خشك را با گلاب در ديگ عرق كشى كرده مقطر نمايند و به قدر حاجت بياشامند و بوييدن كاه گل خصوصاً كاه گل ديوار مطبخ دود خورده كه بر آن آب و يا گلاب پاشيده باشند نيز مقوى قلب و دماغ است .
فصل التاء المثناة الفوقانيه مع الدال المهلمه
تدرج
به فتح تاى مثناة فوقانيه و دال و سكون راى مهملتين و جيم معرب از تدرو فارسى است و به تركى قرقاول و در تنكابن و مازندران تورنگ و به هندى لوه نامند .
ماهيت آن : طايرى است خوش رنگ نيكو منظر ملون منقش شبيه به دراج و از آن بهتر و كوچكتر و حلال گوشت .
طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك و خشكى آن از دراج كمتر .
افعال و خواص آن : گوشت آن بغايت لطيف و سريع الهضم و مولد خون صالح و مقوى دماغ و فهم و رافع نسيان و وسواس خصوصاً كه تا سه روز متوالى كباب آن را تناول نمايند و اكتحال زهره و خون و به دستور قطور آن جهت بياض و نزول آب در چشم و سعوط زهره آن مفتح سده دماغى و جهت رفع نسيان و وسواس و خيالات فاسده مفيد و طلاى سرگين آن جهت بهق و برص و كلف و اصلاح بشره زنان حامله نافع و خاكستر پر آن سياه كننده مو است و ليكن زود سفيد مىگردد و ذرور استخوان بسيار نرم ساييده آن مانند غبار جهت التيام قروح مجرب و اكثار خوردن لحم آن مصدع و مولد مره صفرا در محرورين ، مصلح آن سكنجبين است .
فصل التاء المثناة الفوقانيه مع الراء المهمله
تراب
به ضم تا و فتح راى مهمله و الف و باى موحده به فارسى خاك و به هندى متى نامند .
ماهيت آن : معروف و از مطلق آن مراد خاكى است كه به سبب تابش آفتاب و صدمات تردد خلق نرم شده باشد .
طبيعت آن : سرد به اعتدال و خشك .