بقلة الرّماه
به ضم راى مهمله و فتح ميم و الف و ها .
ماهيت آن : نباتى است برگ آن شبيه به برگ بارتنگ و از آن ريزهتر و مايل به غبرت و بيخ آن باريك و پرشعبه و بيرون آن سياه و اندرون آن سفيد و منابت آن اكثر بلاد مغرب و ارمنيه و جزاير و خوز است و هر سال در بهار مىرويد و تا اواسط تابستان مىماند .
افعال و خواص آن : پوست بيخ آن را چون بكوبند و بفشارند و عصاره آن را گرفته طبخ نمايند تا غليظ و سياه مانند زفت گردد و بر هر پيكان تيرى و حربهاى كه بمالند و به هر حيوانى كه بزنند و به خون آن برسد آن را در ساعت مىكشد و اهل اندلس بيخ مقشر آن را به جاى كندش استعمال مىنمايند در نهايت گرمى و خشكى و سه درهم آن كشنده است به قى .
بقلة الاوجاع
به يونانى آن را اقاقاليا و اهل مغرب توجره نامند .
ماهيت آن : نباتى است مغربى و منبت آن بوادى افريقيه . در طعم شبيه به انيسون و با اندك تلخى .
طبيعت آن : در اوايل دويّم گرم و خشك و جهت درد شكم هر شخصى در هر زمانى مفيد است .
بقم
به فتح باى موحده و قاف و ميم .
ماهيت آن : درختى است عظيم منبت آن سواحل هند و زيرباد و دكهن و زنگبار و برگ آن مانند برگ بادام و گل آن بسيار زرد و ثمر آن مدور مايل به سرخى و در آخر سرخ مىگردد و بعد از رسيدن سياه و شيرين و چون دو سه شب آن را بخيسانند مداد بغايت خوش رنگى مىشود و گويند عين الديك تخم ثمر آنست .
طبيعت آن : در سيّم گرم و در چهارم خشك .
افعال و خواص آن : ذرور آن جهت التيام قروح كهنه و جراحت تازه و قطع نزف الدم و تجفيف قروح سايله و غسول با آب آن جهت نيكويى رنگ رخساره و تقويت مفاصل نافع و پنج درهم آن كشنده به يبس و سكون و بعضى را به خناق مقلق علاج آن مقيات و مرطبات و حقنهها و حمولات معتدله و فصد در صورت احتياج است و گويند علاج پذير نيست و صباغان چوب آن را جوشانيده در رنگ كرباس و غيره مستعمل دارند .
فصل الباء مع الكاف
بكّا
به فتح با و كاف مشدده و الف .
ماهيت آن : درختى است معروف در مكه معظمه زادها الله تعالى شرفا شبيه به بشام و برگ آن از آن ريزهتر و ثمر آن مدورتر و بزرگتر از آن و دمعه سفيدى كه از آن مىچكد از ماندن مانند دمعه بشام سرخ نمىگردد .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : ضماد ثمر آن جهت نضج دماميل صلبه و اورام بلغميه و مركبه و ساير صلابات و مسواك به چوب آن جهت تقويت لثه و منع آفات از دندان و دمعه آن جهت وجع اسنان و تخم آن مقوى معده و جهت سرفه و اورام بلغميه و سوداويه نافع .
بكچى
به ضم باى موحده و سكون كاف و كسر جيم فارسى و سكون يا لغت هندى است و بابچى نيز گويند .
ماهيت آن : تخمى است مدور اندك طولانى و پهن و ظاهر آن سياه و اندرون آن سفيد و در غلافى مدور سه چهار عدد قريب به هم در خوشهاى مانند عنب الثعلب و برگ آن مانند برگ بقله خراسانيه و گل آن گلابى رنگ .
طبيعت آن : گرم و خشك و سرد و خشك نيز گفتهاند .
افعال و خواص آن : ملين و نفاخ و مشهى و مفرح و جهت برص و بهق و جرب و فساد خون و جذام شرباً و ضماداً به تنهايى و يا با ادويه مناسبه ديگر جهت فساد صفرا و حميات بلغميه و ديدان و حب القرع و قروح مجارى بول نافع و تخم آن در افعال مذكوره قوىتر و اهل هند تخم آن را از جمله رساين مىدانند .
بكّن
به ضم باى موحده و فتح كاف مشدده و سكون نون و عوام بكم به ميم نيز گويند .
ماهيت آن : گياهى است هندى مفروش بر روى زمين . برگ آن ريزه اندك پهن طولانى و با شرفه كمى و سر آن اندك مدور ، بيخ برگها باريك .
طبيعت آن : گرم و خشك .
افعال و خواص آن : آشاميدن آب برگ آن جهت رفع حميات بلغميه و عفنه و سرفه بارد و حبس البول و حرقت آن و حصات مثانه نافع و ضماد آن منضج دماميل و گويند چون روى توتيا را گداخته و در حين گداز بكّن را ساييده قدرى معتد بر آن ريزند آن را سوخته سفيداب مىگرداند در غايت خوبى .
بكمون
به ضم باى موحده و سكون كاف و ضم ميم و سكون واو و نون لغت فارسى است و به عربى عرفج نامند .