بقس
به فتح باى موحده و قاف و سكون سين مهمله معرب از بقسين و يا بقسيون يونانى است و اهل شام شمشمار و به فارسى شمشاد نامند .
ماهيت آن : درختى است عظيم برگ آن مانند برگ انار و مورد و از آن كوچكتر و سبزتر و ساق آن سفيد و صلب و چون خشك شود مايل به زردى گردد و از آن قاشق و عصا و متكا و شانه و غيرها سازند به سبب نرمى و صافى آن و ورقهاى نازك مانند كاغذ نيز مىسازند و بر آن قرآن و كتاب مىنويسند و شاخهاى آن پريشان و خزان نمىكند و گل آن سفيد با عطريت بسيار و تخم آن سياه مانند حب الآس و فلفل .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و سرد نيز گفتهاند .
افعال و خواص آن : برگ آن سم حيوانات خصوصاً شتر و ضماد نشاره آن با حنا بر سر جهت تقويت موى و دفع صداع و تفرق شئون آن و با سفيدى تخم مرغ و آرد گندم جهت استحكام مفاصل و وثى و وهن و نطول طبيخ برگ آن جهت خروج مقعده مجرب و تخم آن قابض و مجفف رطوبات معده و امعا و قاطع سيلان لعاب از دهان و ضماد مطبوخ آن با شراب كه به حد قوام رسد جهت جمره و نمله ساعيه و سعفه و با عسل و حنا جهت رفع آثار جلد نافع . مقدار شربت از تخم تازه آن كه دانه آن را بيرون كرده باشد تا يك اوقيه و از خشك آن سه مثقال و عرق شكوفه آن در تقويت دل و دماغ قوىتر از عرق بهار نارنج است و چون از چوب آن شانه سازند موى را تقويت بخشد و فساد آن را دفع گرداند .
بقلة الحمقاء
به فتح با و سكون قاف و فتح لام و ضم تاى مثناة فوقانيه و سكون لام و ضم حاى مهمله و سكون ميم و فتح قاف و الف لغت عربى است و نيز به عربى فرفخ و رجله و حسيب و بقلة اللينه و بقله مباركه و بقله فاطمه و بقلة الزهرا و به فارسى خرفه و تورك و به عبرانى ارغيلم و به فرنگى برغال سالى و به هندى خلفه و قسم كوچك آن را لونيا نامند و وجه تسميه آن به حمقا آن است كه در مسيل و واديها و رودخانهها و جاهاى نمناك بى جا مىرويد و اختصاص به محلى ندارد و گياه آن بسيار نرم و تر و خفيف مىباشد .
ماهيت آن : دو نوع است بزرگ و كوچك گياه بزرگ آن كمتر از ذرعى و ساق آن اكثر مفروش بر زمين و به سطبرى انگشتى و بسيار نازك و شكننده و مايل به سرخى و برگ آن مايل به تدوير و اندك ضخيم و گل آن سفيد و تخم آن سياه ريزه و در برگ آن لزوجتى و در شاخهاى آن قوّت قبضى مىباشد و لهذا مطبوخ آن در بعضى امزجه اطلاق و در بعضى امساك بطن مىنمايد و در بعضى بلاد حاره يابسه خام آن را نيز مىخورند مانند سبزيهاى ديگر از نعناع و پودنه و ترخانى و كرفس و برگ كاسنى و نوع كوچك آن مفروش بر روى زمين و برگ و تخم آن از آن بسيار ريزهتر و با بورقيت بسيار و اندك ترشى و اين اكثر خودرو مىشود خصوص در بنگاله اين نوع كثير الوجود است به خلاف نوع كبير آن و بهترين آن نوع بزرگ برگ و ساق سرخ آنست و نيز نوع ديگر مىباشد از بزرگ آن كه برگ آن اندك طولانى و خودرو است .
طبيعت آن : در سيّم سرد و در دويّم تر و در سيّم نيز تر گفتهاند با اندك قوّت قبضى .
افعال و خواص آن : برگ و ساق آن جالى و مسكن صفرا و قامع آن و مسكن خون و حرارت جگر و معده و حدت تبهاى حاره و صفراويه و عطش و ذيابيطس و صداع حار و قاطع نفث الدم و نزف الدم و چركى كه از سينه آيد و مانع نزلات حاره و مبرد دماغ و قى باز دارد و تفتيت حصات و ادرار بول نمايد و جهت سرفه و قرحه و حرقت مجارى بول و مثانه و امعا و نواصير و بواسير داميه و تسكين حرارت رحم و حرقت و وجع آن و حابس حيض به قوّت قبض و برودت خود و جهت حب القرع و باد سرخ چون آب آن را گرفته مقدار ده درهم با نبات مقدار دو درهم و يا شكر بياشامند و خوردن پخته آن با اندك روغن و پياز برشته كرده جهت قطع اسهال مرارى و تقويت امعا و حميات حاره و داخل مزورات صاحب تب و امراض حاره نمودن به غايت نافع خصوص در بلدان و فصول حاره و چون محرور المزاجان لاغر و خشك تناول نمايند ابدان ايشان را تر و فربه گرداند و با سركه خوردن آن قليل الغذاء و جهت اوجاع گرده نافع و خاييدن آن جهت رفع ضرس و اكثار آن محدث ضرس و عصاره آن را داخل اكتحال و برودات نمودن نافع و ضماد آن با روغن گل جهت تسكين صداع حار ضربانى و سوختگى آتش و اورام حاره و با شراب جهت بثور سر و با آرد جو جهت تسكين صداع حار و ورمهاى گرم چشم و مقدمه شقاقلوس و اورام دماغى و جرب و حكه و ورم انثيين و شرى و جمره و به تنهايى جهت تسكين حرارت اعضا و سوختگى آتش و بر معده و كبد جهت تسكين حرارت آن و با حنا بر كف دست و پاى جهت تسكين حرارت آن و بهق به شرط تكرار عمل نافع و به دستور طلاى آن جهت امراض مذكوره و ريختن آب آن با روغن گل بر سر جهت صداع حار ضربانى و حقنه به آب جهت وجع انثيين حار و سيلان فضول از امعا و رحم مفيد و ضماد بيخ آن جهت ثآليل قوىتر از نبات آن و برگ و ساق آن مقوى باه محرورين و مضعف مبرودين و ضعيف الحرارت و بالخاصيه مسقط اشتها و