اكثار آن مورث تاريكى چشم .
مصلح آن مصطكى و كرفس و نعناع .
مقدار شربت : از آب آن تا بيست مثقال و فرش نمودن نبات آن مانع احتلام و تخم آن در جميع افعال مانند آب آنست و از آن ضعيفتر و با قوّت مسكنه مواد و در تسكين عطش قوىتر از برگ آن . ذرور آن جهت قلاع و بثور دهان اطفال و غير آن نافع و گويند مضر سپرز و معده بارد است و صاحب شفاء الاسقام جهت سپرز مفيد نوشته و چون پنج درهم آن را نرم كوبيده بيخته با شكر يا جلاب جهت حميات حاره و سرفه حار و التهاب كبد و لذع معده و امعا بنوشند نافع و تليين بطن نمايد و مصلح آن قند .
مقدار شربت آن : تا پنج درهم .
بدل آن : در اكثر امور برزقطونا و بريان يعنى بوداده آن قابض و غير بوداده آن ملين طبع و حريره و حلواى بزر بقلة الحمقاء در قرابادين ذكر يافت .
بقله يمانيه
آن را بقله عربيه و بقله ماييه و يربوز و جربوز و اهل اندلس بليطس و به فارسى سفيد مرز و اهل بلخ منج و اهل بخارا و جرجان بورمنى و به سندى فانتهارى و به هندى چونلايى نامند .
ماهيت آن : ماليقى و بغدادى نوشتهاند كه گياهى است شبيه به كاسنى و از آن ريزهتر مايل به سرخى و بىطعم و در كنار آبها مىرويد و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه در تنكابن و طبرستان اشكنى نامند و ابن تلميذ گويد كه تخم آن شبيه است به تخم بستان افروز و قسم ماده آن سرخ مرز است و مترجم صيدنه ابو ريحان نوشته برگ آن شبيه به برگ زردآلو و مناسبت ميان آن و بستان افروز به آن است كه نبات بستان افروز سرخ مىباشد و نبات منج سبز و در تخم هر دو با هم مشابهت تمام دارند و نوع سرخ آن را كه برگ و شاخ آن سرخ و درازتر است و آن را پخنج نيز گويند و نوع دويّم را ماده و اين قول اصح و چونلايى چنين است و سفيد آن در بنگاله بسيار بلند نمىشود بلكه اكثر پهن بر روى زمين مىباشد .
طبيعت آن : در دويّم سرد و تر .
افعال و خواص آن : ملين طبع و مرطب بدن و قليل الغذا و مطفى حرارت غريبه و مولد خلط صالح و مسكن تشنگى و سرفه حار چون با آب انار و روغن بادام طبخ نمايند و طلاى عصاره آن با روغن گل جهت صداع شمسى احتراقى و ضماد آن جهت جرب و حكه و اورام حاره و خراج و قروح و ورم چشم و ثآليل و قروح باطنى و شهديه و غليان خون نافع و بطىالهضم و مضر مبرودين و قاطع باه و مصلح آن جوارشات حاره و جهت محرورين نافع و مسكن سرفه و عطش عارض از حرارت و مره صفرا خصوصاً جوش داده و پخته آن با روغن بادام شيرين و آب انار شيرين و گشنيز تر تازه يا خشك و طلاى آب آن جهت صداع عارض از احتراق شمس نافع و تخم آن سرد و خشك و رادع و جهت امراض حاره و اورام گرم شرباً و ضماداً مفيد و صاحب دستور الاطباء نوشته كه بيخ آن را چون با آب بسايند و بر عرق مدنى كه به فارسى رشته و پيو و به هندى نارو نامند بمالند نافع است .
مضر گرده ، مصلح آن شكر .
مقدار شربت آن : تا سه مثقال است .
بقله حامضه
به فارسى تره خراسانى و ساق ترشك و به هندى ساك چوكه نامند .
ماهيت آن : قسمى از حماض بزرگ ورق بىساق است و از برگ كرنب كوچكتر و در جاهاى نمناك مىرويد و طعم آن ترش .
طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و گويند در اول .
افعال و خواص آن : شكم ببندد و مره صفرا را سودمند بود و اشتهاى طعام آورد هرگاه نقصان از حرارت باشد و محرور المزاج را نافع و مبرود را مضر و عصب را به دستور ، مصلح آن عسل است .
بقلة البرارى
آن را بقلة الرمل نيز نامند جهت آنكه منبت آن اكثر صحراهاى رملى است .
ماهيت آن : نباتى است از كاسنى برّى كوچكتر و بيخ آن پهن بر روى زمين و گل آن زرد به خلاف قنابرّى كه بيخ آن بر زمين فرو رفته است و طعم آن با اندك شورى و تلخى و در آخر زمستان مىرويد و در آخر نيسان ماه رومى مىخورند و تخم آن شبيه به پنبه دانه است .
طبيعت آن : در اول سرد و در رطوبت معتدل و گويند گرم و خشك است .
افعال و خواص آن : مصلح امزجه و سريع الهضم و جهت خفقان قلب و خوشبويى دهان و استحكام لثه و تقويت عمور يعنى گوشت بن دندانها و تقويت قوّت هاضمه و معده و كبد و احشا نافع و صفرا را دفع نمايد و بخور عرق آن جهت حمى ربع و حمى بلغميه نافع و از خاصيت آنست كه چون زير جامه خواب گذارند خوابهاى خوب بينند .