تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
خطمى : گل خيرو . خمر : مراد از او در شرع ما يخمر العقل است يعنى ؛ آنچه عقل را بپوشاند و در عرف از مطلق او شراب انگورى مراد است كه آب انگور صاف را در خم درون به زفت اندوده كرده ، مدتى در آفتاب و بعد از آن در سايه گذارند و غير انگور را نبيذ نامند و اصناف او به حسب افعال زياده بر شصت قسم مىشود . ( تحفه ) خنازير : بزرگ شدن غدد گلو ، سل گانگليونر . خولنجان : بيخى است سرخ ، تيره و پرگره و تند طعم و لذيذ و با اندك عطريت و از هند و روم خيزد و گويند از آشيان باز و سواحل دريا برمىدارند و نبات او معلوم نيست . ( تحفه ) دارفلفل : فلفل دراز ( ف ) ، پيپل يا پيپلى ( هندى ) . دارهلد : آن را دارچوبه و به هندى انبى هلدى نيز نامند ، ماهيت آن درختى است هندى ، چوب آن زرد و گويند رسوت كه حضض هندى باشد عصارهء آن است ، طبيعت آن گرم و خشك است . ( فرهنگ مير ) دانك : دانگ : برابر هشت حبه و هر حبه برابر جو ميانه مىباشد . دانگ : دانق : به فارسى دانگ گويند و او از درهم دو قيراط است كه سى و دو ارزه باشد و از مثقال ، سه قيراط و يك حبّه كه چهل ارزه باشد . ( تحفه )

در بيان بعضى از اصطلاحات اهل صناعت :

در ساختن گل حكمت و ادويهء مصنوع : صفت گل حكمت جهت استحكام ظروف است كه در برابر آتش تاب بياورند ، گل كوزه گرى را كه خاك رست گويند بايد از ريگ پاك كرده و در آب حل كنند تا رقيق القوام گردد و اين اجزا را به قدر نصف گل اضافه نموده تا سه چهار
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 310 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى / منصور كشاورز / داريوش محمودى