حمول : اعم از فتيله و فرزجه است .
حنظل : ثمر گياهى است به قدر هندوانهء بسيار كوچكى و در نهايت تلخى و نباتش شبيه به نبات هندوانه و برگش از آن كوچكتر و سبز و اندرون زرد او بد است و آنچه در بوته منحصر به يكى باشد از جمله سموم و شحم او مادامى كه در پوست باشد قوتش تا چهار سال باقى است و آنچه بيرون آورده باشند تا دو سال و بهترين او سفيد است كه از بوتهء كثير الثّمر گرفته باشند و مستعمل شحم او است . ( تحفه )
خاگينه : اسم خبيص البيض است .
خراطين : كرمهاى سرخ ، است كه در زمين نمناك به هم رسد . ( تحفه )
خردل رائى : تخم گياهى است برگش شبيه به برگ توت و از آن كوچكتر و خشن و مربّع السّاق و گلش زرد و قسمى از برى آن را به تركى قجى نامند و تخمش مدوّر و سرخ ، و قسمى را ككج نامند و برگش ريزه تر از بستانى و تخمش غير مدوّر و سرخ ، و تند طعم و سفيد او را اسفند سفيد گويند و آن حرف ابيض است و مذكور شد و مراد از مطلق خردل نوع سرخ ، اوست . ( تحفه )
خرفه : اسم فارسى بقله الحمقاء است . ( تحفه )
خروع : به كسر خاء و فتح واو به فارسى او را بيدانجير و به تركى كرچك نامند . ( تحفه )
خس : به فارسى كاهو و به تركى خاس نامند ، برّى و بستانى مىباشد و برّى او سردتر از بستانى و برگش درشت و طعم او تلخ و رنگش مايل به سبزى و شيردار و با تندى و جلا و قسمى را از او بى ساق و قسمى را ساق زياده بر دو شبر و شير او گرم است و مدرّ حيض . ( تحفه )
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٣٠٩