ديگر ؛ خاكستر گرم سنگ پشت همين عمل دارد .
ديگر ؛ هزارپايه كه به هندى كهنكهجورا گويند ، بسوزند و خاكستر او در ناسور پاشند زود به شود كهنكهجوره بايد كه كلان باشد .
ديگر ؛ زهرهء مار سياه بآرد جو آميخته حبوب ساخته و در سايه خشك كرده بدارند و وقت حاجت سائيده بر زخم پاشند و بالاى آن برگ تبنول بعصابه بربندند در يك ساعت فراهم آرد زخم قوى را .
ديگر ؛ زبان سگ سياه و مغز گربهء سياه و مغز سر آدمى ، نخست زبان سگ خشك ساخته بسيخ درآورده بر آتش بريان نموده و آنچه اجزاى خارجى او نيم سوخته شود سبوس مانند بكارد خراشيده بگيرند و باز در آتش گذارند و آنچه بريان شود خراشيده بگيرند و باز در آتش گذارند و آنچه بريان شود خراشيده بگيرند پس اين اجزاء مخروشه دو جزو باقى هر سه را برابر گرفته بهم آميخته ، بآرد خمير سازند و حبوب ساخته بدارند و قدرى از آن بر زخم پاشند در يك ساعت فراهم آرد .
ديگر ؛ زبان سگ سياه خشك ساخته و باريك سائيده بدارند و قدرى بر زخم پاشند ، زخم كلان را در كمتر از يك هفته فراهم آرد .
ديگر ؛ عمل نادر جهت جراحت و قروح و خبيثه كه بسر انگشت ظاهر مىشود و دانهاى سپيد نقطه مانند بر آن پديد مىآيد و تا سالها ميماند و سخت موذيست بعضى از عرب آن را نمله خبيشه گويند و اهل هند سانوه خوانند ، بگيرند سيخ آهن و در زمين فرو برند به قدر يك وجب يا زياده پس بر كنند و آن سيخ در آتش سرخ كنند و دوغ در آن سوراخ اندازند و سيخ سرخ ، در آن باز نهند تا دوغ گرم شود و پس
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٣٤