سيخ بر آرند و چون دوغ بحالتى رسد كه انگشت ماؤف در آن توان نهاد بگذارند تا كه سرد شود ، باز سيخ گرم كرده و انگشت بر آورده در دوغ گذارند تا گرم شود پس انگشت باز نهند همين سان سه مرتبه دوغ گرم بايد كرد و انگشت در آن بايد نهاد و اگر دوغ كم شود ، ديگر اندازند بامر الله تعالى نفع عاجل بظهور مىآيد و از عجائب است .
دوائى كه جراحت ناسور شده را بى مضرت نفع بخشد مجرب است ، گندم را بكوبند چنانچه دليه شود و اين چنين كوفتن را بتازى جرش گويند پس قدرى از اين دليه با آب پژند تا نيك پخته شود و همان را بربندند كه در اندك زمان اثر مىبخشد و هيخ ضرر ندارد ، شخصى را در ميان قرحه زخم رسيده و ناسور شده جراحان او را شگافتند و دواها كردند سود نداد و هر چند كه فتيلههاى عسل و غيره درون وى مىانداختند آزار زياده مىشد و همچنان بود آخر الامر عزيزى حاضر شد و از انداختن فتائل منع كرد و مسهل قوى داد بعده همين دليه پخته گندم بستن فرمود همان روز خواب آمد و آرام يافت و در يك هفته طاقت برخاستن شد ليكن قدرى آب مىبرآمد پس چرك همه بند شده در عرض يك ماه آن آب نيز بند شد و صحت يافت چون مفيد نتائج بود نكاشته شد دو وقت بايد بست آنچه بصبح پزند براى شام نيز از آن بدارند و اگر هر وقت تازه پزند بهتر باشد اندكى گرم بر بندند و دليه را چنان پزند كه خام نمايد چرا كه اگر خام بماند به سبب جذب مائيت جراحت ورم مىكند .
ديگر كه جراحت عسر البرء را كه اگر چه بدبو و متعفن باشد در يك هفته نفع تمام بخشد و آماس را دور كند ، اسگند ناگورى باريك بسايند و با آب آميزند و بدارند و روزى دو وقت طلا مىكرده باشند ، شخصى را در بن ران آماس سخت شده و بعد از دير سر كرد و خون مدتى از آن مىبرآمد و حوالى او كنده شده بود و كنارها سخت شد و باز خون بند
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٣٥