تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
كام زخم فراهم آرد باذن الله تعالى ؛ شخصى را در كام جراحت بود به مقدار فلوس چنانچه مجرى بينى و حلق يكى شده بود ، از اين دواء به شده و اين عمل در ماوراءالنهر مروج است پيش عاملان اين كار . دوائى كه حرقت را يعنى ؛ جائى كه سوخته باشد از آتش مفيد است ، پوست درخت املى بسوزند و به روغن كنجد آميخته طلا نمايند . ديگر ؛ كاه چهپر كهنه كه باشد بغايت باريك ساخته اندر روغن سرشف خالص آميزند و طلا نمايند درد بنشاند فى الفور و موى بروياند بر عضو محرق كه گويا نسوخته است و كاه هر چند كه كهنه تر باشد بهتر . ديگر ؛ آرد گندم دراب حل كرده بر سوختگى مالند . ديگر ؛ آهك يعنى ؛ چونه كه با پان مىخورند در نيل چنبيلى آميزند و بر جاى سوخته و زخم رسيده مالند سوزش و درد فى الفور ساكن كند . ديگر كه سوختگى آتش و آب گرم و روغن گرم را مفيد است و بسوختگى باروت مخصوص سپيدى بيضهء مرغ و روغن كنجد خوب حل كنند و بمالند . ديگر ؛ آب پياز بر سوخته باروت ماليدن از جمله عجائبات است و اگر جاى زخم شده باشد از حرقت ثقل پياز كوفته بنهند تحفه است . ديگر ؛ براى سوختگى باروت و غيره اگر چه تمام پوست افتاده باشد همان لمحه تسكين بخشد رال باريك بسايند در روغن كنجد گرم نمايند و رال در روغن گرم اندازند تا بگذارد پس بهم بمالند و استعمال نمايند روغن كه لسبائر قروح خبيثه چون اكوته و جز آن سود دارد نيل كنجد يك آثار ، لوده سپند پهتكرى هر يك دو دام ، تهوتهه سبز نيم دام ، برگ