تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
شده ، زردآب از آن برمى آمد و هيئت كريه پيدا كرده چنانچه كسى التفات به دو نمىكرد و اگر دواء مىكرد دواء سود نمىداد آخر الامر يك هفته شخصى اسگند ناگورى به آب ساييده ماليد اول روز تخفيف يافت و بعد ده روز تمام به شد و جراحت مندمل « 1 » گشت . ديگر كه قرحه را باصلاح آرد و آلايش بيرون آرد و آماس بنشاند ، برگ نيم بكوبند و اندكى نمك و قدرى بول آدمى آميزند و طلا نمايند . ديگر كه ناسور مزمن را مجرب است ، پوست انار بسوزند و خاكستر آن بگيرند پس بستانند قدرى درخت ب رط ه پارچه يا پنبه بدان شير بيالايند و خاكستر پوست انار باريك ساخته پاره بر آن در يك طرف اندازند و بر ناسور گذارند چنانچه آن خاكستر مقابل سوراخ ناسور باشد و بعد سه روز چون پهايه بردارد ( ند ) ، به شده باشد بعون الله تعالى . ديگر كه زخم از هر قسم كه باشد زود فراهم آرد بامر الله تعالى ، آب شيرين پنج آثار به آتش نرم بجوشانند در ديگ مسى تا كه پنج پيسه وزن آب بماند پس آن را در شيشه بدارند و عند الحاجت قدرى از آن و مردارسنگ و هليلهء سياه يعنى ؛ زنگى طئ ر در آن آب بسايند و پارچه نرم كهنه ريشه ريشه كرده در اين بيالايند و بر زخم گذارند . ديگر كه باد خوره را در سه روز بلكه يك روز به كند ، بچهء سگ كه خرد باشد بگيرند و سر او ببرند در تنور كه در آن نخود و جزآن بريان مىكنند نهند تا سوخته شود پس كله آن بيرون آرند و بشگافند و مغز سر او بستانند و باريك سائيده بدارند و قدرى از آن مغز بر جراحت پاشند و اگر جراحت در كام بود در پنجه انداخته بدمند در بينى يا در
هامش
( 1 ) - مندمل : بدخيم . بدعاقبت .