ديگر كه جراحت قضيب را به زودى خشك سازد و مجرب است ، كميله با روغن كنجد آميخته بمالند .
ديگر كه جراحت را خشك كند و درد را بنشاند و عجيب الاثرست بهر قرحه سيندور و سهاگه بريان هر يك يك حصه الايچى كلان دو حصه كوفته ، بيخته ، بپاشند .
ديگر كه براى اكوته مجرب است ، كهطمل كه حيوانيست خررد و ميان پايهاى سرير بيشتر باشند و بدبوست دو سه عدد ، بر آن محل بمالند و سه چهار كرت چنان كنند دور شود .
ديگر كه چون بر سر جراحت نهند فراخ تر سازد فى الفور ، سنبل كه بتازى سنبل الفار گويند باريك ساخته و پنبه كهنه بدآن آلوده در دهن جراحت گذارند و اگر سوزش بسيار كند بعسل يا به روغن سرشته بگذارند و بهتر از اين دارو كه بسرعت افتتاح جراحت تنگ كند نخواهد بود .
ديگر كه گوشت مردار را كه چربى مانند از جراحت بر مىآيد بزدايد بلا الم پهتكرى بريان باريك ساخته بپاشند در يك روز باصلاح مىآرد .
ديگر ادويه براى اكوته ، استخوان پهلوى بز سوخته باريك ساخته در اندك آرد انداخته خمير كنند و نان سازند به قدر محل اكوته و آن نان را از يك طرف بپزند و از آن طرف كه خام است قدرى روغن ماليده بر آنجا گذارند و بر بندند .
ديگر كه اكوته را دفع كند ، عنكبوت كه پايها كلان دارد و چشم او نقطه مانند در ميان مىباشد مائل به پهنائى اين چنين عنكبوت بگيرند و با قدرى
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٣١