ديگر ؛ چهاجن را كه عبارت از تشقيق و ترقيق جلدست مشهوست و نفع تمام دارد و چهاجن در پاى تمام بدن نيز افتد ليكن بيشتر در دست افتد قسط يعنى ؛ كو تط مقدار نيم پاؤ بگيرند و بكوبند تا همچون دليه شود اين چنين كوفتن را به عربى جرش گويند پس بيارند پاتيله دهن فراخ و اين كو تط را در آن اندازند و آب آنقدر كه مطلوب بود اندازند و آن را بر سر آتش گذارند تا گرم شود بنوعى كه دست در آن توان درآورد پس دستها در آن درآرند و اندرون آب بدان دواء دستها را با هم بمالند و بايد كه آب همان حالت گرم باشد همچنان يك پاس بكنند بعده دست بر آورده تا چهار گهطرى روغن زرد و بر دست بمالند و پارچه پيچيده زير بغل دو گهطرى بدارند تا گرم بماند و دو سه روز اگر عقب آن به آب سرد تر سازند بهترست و بهتر آنست كه اين عمل بشب كنند و باز همچنان نچسبند و اگر نخستين قسط در آب بجوشانند تا قوت از او برآيد در آب بعده آتش از زير او كم نمايند تا دست در آن توان آورد پس بنوعى كه گفته شد دستها در آن بمالند احسن باشد و اين دواء مجرب است از يك روز ديگر حاجت نمىافتد و اگر در تمام بدن چهاجن باشد و همان قدر قسط زياده بگيرند و در ديك كلان بجوشانند و در آن بنشانند بنوعى كه گفته شدند تدهين و تدبير به عمل آرند .
ديگر ؛ براى چهاجن شير آكهه قطر با يك قطره روغن كنجد حل كرده و بر دست بمالند در يك هفته صحت يابد .
ديگر ؛ اگر نوشادر در روغن تلخ بسايند و لت كنند و بدست و پا بمالند و گرم كنند چهاجن دفع شود در يك هفته .
ادويه كه ناسور را دفع كند ، مجرب است ، سيماب مصعد بيفشانند .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٣٣