و طلا نمايند مجرب است .
ديگر ؛ براى اكوته ، چوده گندم بمالند گرما گرم و طريق چوده كشيدن گندم آنست كه گندم را شسته در هوا بدارند و صباح آن را بر سنگ صاف نهند و قطعه آهن صاف سرخ كرده بر او گذارند و بخش كنند آنچه سياه سياه گرداگرد بر آيد بستانند و همچنان گرم گرم بمالند .
ديگر ؛ اكوته كه به هيچ دارو به نشود ، بايد كه غائط آدمى تازه بربندند تا سه روز بسته دارند همچنان تا سه كرت بكند البته دفع شود اگر چه ديرينه بود و اگر صبح و شام مى بسته باشند تازه تازه بهتر باشند .
ديگر كه اورام و قروح را كه در ايام برشگان به سبب رطوبت بيشتر پديد مىآيند نفع دارد ، زردچوب سوخته و خاكستر نموده و چونه گلى هر دو برابر باريك ساخته در روغن نيمگرم حل كنند و در پارچه نهاده استعمال نمايند .
ديگر ؛ براى ناسور نفع تمام دارد ، سم ماده گاو و چرم كه زير كفش كهنه باشد و آن را به هندى تلو گويند يعنى ؛ تلوه پاپوش كهنه سوخته هر دو خاكستر مساوى و هر قدر كه باشد و يك عدد ، كلس كه به هندى چهپكلى گويند و آن حيوانيست از قبيل گرگط اين هر سه چيز را در روغن سرشف يعنى ؛ سرسون چندانكه تمام چهپكلى سوخته شود پس به خوبى همه آن را در هم بسايند كه يكسان گردد پس چند قطره در ناسور بچكانند مجرب است .
ديگر ؛ قرحه صلب سوداوى كه در يك هزار و نود و ملك سند بقرحه عالمگير شهرت يافته بود تهوتهه مغزبيل كتهه كه با پان ميخورند هر سه برابر كوفته پخته قرصها سازند شب طلا نمايند زود نفع دهد .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٣٠