تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
عدل [ كه ] مىكرد « 1 » عنايت حضرت بارى يارى كرد و او را بر سلطان شام غالب ساخت . غرض « 2 » ازين سخن آن‌كه اگر سلطان شام تعجيل نمىكرد او را آن پيش نمىآمد . چون فتنه‌انگيز سخن تمام كرد داعى او را گفت برخيز و « 3 » فكر كارى كن كه بنياد كرده‌اى .

[ نامه‌نويسى داعى و مُراد ]

چون فتنه‌انگيز برفت داعى واسطه را كه با مراد شير خورده بود طلبيده اظهار آرزومندى ديدار مراد كرد و نامه‌اى براى مراد نوشت . بيت
ايا مهر سپهر دلربايى * ندارم بيش من تاب جدايى جدا از خود مرا بينند چندين * به صد غم سينهء چاك دلم بين فراقت قصد جان ناتوان كرد * فغان كاخر فراقت قصد جان كرد چو نبود دولت وصل توام يار * مرا از رقعه‌اى دلشاد مىدار به كاغذ پاره‌اى شادم توان ساخت * نشايد چون قلم در هجر بگداخت به تحريرى ز تو خرسند باشم * . . . « 4 »
چون اين رقعهء محبت‌آميز مهرانگيز به پايان رسيد واسطه را گفت به مراد [ 174 الف ] رسان و جواب ستانيده مرا به شرف قدوم خود سرافراز گردان . واسطه به ملازمت مراد آمد و نامهء داعى را به او رسانيد . چون مراد نامه را بگشاد و بر مضمون اطلاع يافت قلم و كاغذ برگرفت و بعد از [ اداى ] نياز جواب نوشت : بيت
ايا زيباى تاج و تخت شاهى * بود ملك تو از مه تا به ماهى
هامش
( 1 ) . اصل : + و . ( 2 ) . اصل : عرض . ( 3 ) . اصل : در . ( 4 ) . اصل : مصراع درين جا نوشته نشده .
هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 96 | مؤلف مجهول