احتياط نگارد ، و اگر [ از ] صراط مستقيم عدل و راستى عدول بجويد و به تمنّاى هواى نفس طريق ناصواب پويد ، بىشكّ اخلال بر احوال حوالى مملكت او راه يافته قواعد امن و سلامت متزلزل خواهد شد .
غرض « 1 » ازين حديث آن است كه يكى از ساكنان آن آستان آمده [ عرض ] نمود كه در جوار دارالسلطنة آن حضرت سرمنزل ساخته است ، چنانكه خانهء مور ناتوان در پناه ملك سليمان . و حاليا خدّام را داعيه شده است كه آن كاشانه را ويران ساخته داخل دولتخانه سازند « 2 » و داور « 3 » بدين امر راضى نيست كه « حبّ الوطن من الايمان » .
توقّع آنكه ملازمان را از رنجانيدن او منع فرمايند .
بيت
يادگارى را نشايد بهتر از نام نكو * پس همان بهتر كه ماند نام نيكو يادگار
البته البته چنان سازد كه آثار مرحمت به ظهور پيوندد . زياده مبالغه لايق نديد .
آفتاب دولت سلطانى بر سرير جهانبانى پاينده باد . »
چون درويشنامهء كيخسرو را به سلطان شام رسانيد [ 172 الف ] و سلطان بر مضمون حال مطلع شد نامه را بدريد و او را سياست فرمود .
چون خبر به كيخسرو رسيد جذبهء حرارت شهريارى بجنبيد و آتش غيرت جهاندارى در كانون سينهء او شعله زدن گرفت .
بيت
اميرانِ شاهنشه كامگار * برين نامور داشتندى قرار « 4 »
بفرمود تا جمله برخاستند * سپه را سراسر بياراستند
يكى لشكرى ساخت از هر گروه * ز تيغ و ز جوشن قبا همچو كوه
سواران جنگى هزاران هزار * شدند از سحر تا به شام استوار
هامش
( 1 ) . اصل : عرض .
( 2 ) . اصل : دولتخوانه سازد .
( 3 ) . اشاره به خداوند .
( 4 ) . ظاهرا اين مصراع به گونهاى ديگر بوده يا بيتى بعد از آن افتاده است .