تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
فتنه‌انگيز گفت آرى آنچه شما فرموديد راست است ، اما در اكثر مهمّات كه تعجيل كرده‌اند عاقبت پشيمانى دارد . چنان‌كه سلطان شام به جنگ كيخسرو تعجيل كرده شكست يافته تاج و تخت از دست داد . داعى گفت بيان كن كه جنگ سلطان شام و كيخسرو « 1 » چگونه بوده . فتنه‌انگيز گفت :

حكايت [ جنگ سلطان شام با كيخسرو ]

آورده‌اند كه چون كيخسرو بن سياووش پادشاه شد و لواى سلطنت در ملك نيمروز برافروخت و به رشحات عدل و احسان روى زمين را سرسبز و خرّم ساخت ، بيت
شاه فلك سرير جوانبخت كامگار * صافى ضمير و پاك‌سرشت و نكونهاد [ 170 ب ] دامش گرفته طاير ايّام را به كام * نامش گرفته روى زمين را به عدل و داد
روزى بر سرير كامگارى و چهاربالش شهريارى نشسته بود كه شخصى دادخواهى كرد . كيخسرو او را پيش طلبيده احوال پرسيد . « 2 » دادخواه گفت : بيت
اى شهنشاه سليمان حشمت دارا حشم * كز نهيبت شد مخالف چون مه نو در گداز « 3 » از ره دور آمدم پيشت ز دست ظالمى * داد من بستان ز راه لطف و نوميدم مساز
مدّت چند سال شد كه در شام سرمنزلى ساخته‌ام به عشق تمام ، و حالا پادشاه آن ديار مىخواهد كه ويران كرده داخل چهارباغ خود سازد و غير از آن‌كه التجا به
هامش
( 1 ) . اصل : + كه . ( 2 ) . اصل : پرسيده . ( 3 ) . اصل : گذار .