تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
پاى درآمده سر به بالين ضعف نهاد . بيت
چو گردى مقيّد به چنگ عدو * فرار است لايق محلّ گريز ستيزه بود با خود آن دم قرار * نه عقل است با خويش كردن ستيز

[ ديدار طالب با خرد خرده‌دان ]

طالب فرصت را غنيمت شمرده از خانه بيرون آمد ديد كه طالع بر در ايستاده و [ 161 الف ] قوّت تمام گرفته . بيت
به خوبى چنان گشته باز آن سمند * كه از چشم بوديش بيم گزند به تحريكِ فارس ، گر از جا جهد * به فرق سپهر برين پا نهد
طالب آن را بر خود شگون گرفته بر وى سوار شد و روى به راه نهاد و از اول شب تا محلّى كه ترك زرين‌قباى روز برين طارم لاجوردى دلفروز آغاز جلوه كردى ، و زنگى شبرنگ شب از بيم تيغ زراندود جمشيد خورشيد ، روى به قلهء كوه مغرب آورد راه پيمود و بيابان نور ديد . چون كارش از سر حدّ آن‌كه خذلان گبر در عقب او باشد گذشت و خاطرش از دغدغهء مخالفان فارغ گشت بر لب دريايى رسيد كه از غايت بىكرانى هماى تيز پرواز انديشه ، بيت
شدى ز برق ، شتابنده تر هزاران سال * ز يك طرف به سوى ديگرش چو كردى عزم . . . * بر آن طرف نرسيدىّ و ريختى پروبال
پيرى ديد بر لب دريا نشسته ، نور طاعت در جبين او پيدا و آثار صبح سعادت در چهرهء او هويدا « 1 » . از اسپ فرود آمده به خدمت او متوجّه گرديد . چون پير از كيفيّت
هامش
( 1 ) . اصل : مبدا .
هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 76 | مؤلف مجهول