تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
روزى در ايّام شريف طالب به خانهء كمال رفته همه را به رسم مبارك باد در بر مىگرفت . تا نوبت به حسن رسيد . چون او را در بر گرفت ديد كه غريب خوب و زيبا شده « 1 » . عنان اختيار از دست داده و طريقهء نظربازى در ميان آورده . سويش درى به خلوتخانهء جان برگشاد . بعد از آن ضيافت ، بزمى كه آداب پادشاهان است [ آراسته ] كردند و ترتيب ميهمانى به طريق اتحاد و يگانگى به جاى آوردند . طالب ايشان را وداع كرده [ 153 ب ] بازگشت . چون به خانه رسيد زمان زمان دغدغهء عشق حسن در دل او زياده مىشد تا صبر نماند و كار از تحمّل گذشت . به خود گفت چارهء اين كار دشوار چه توان ساخت و باز در حصول ملاقات حسن چه طرح توان انداخت . طالب طوطيى داشت در غايت فصاحت و بلاغت و زيركى . او را خوش كلام مىگفتند . خوش كلام طالب را بسيار ملول ديد . پيش آمد و دعا و ثنا گفته سبب تغيير حال و جهت حزن و ملال را پرسيد . طالب نيز از آن‌جا كه عنايت او به خوش كلام بود قصهء گذشته را بالتمام « 2 » در ميان آورد و گفت تدبير چيست و دواى اين درد چيست . خوش كلام گفت اين سهل بار غمى است كه بر دل خود نهاده‌اى و آسان كارى است كه مشكل تصوّر كرده‌اى و در اندوه بر خود گشاده‌اى . بيت
او را و تو را ز هم چه چاره « 3 » است * وصلش بطلب ، چه انتظار است او تازه گل بهار شاهى * تو رونق روزگار شاهى او را و تو را ، ايا سرافراز * حقّا كه نمىرسد به هم ناز
مناسب آن مىبينم كه فردا روز وزرا [ ى ] پدر را طلبيده سخن مواصلت [ 154 الف ] در ميان اندازى و خود را از بوستان وصال آن خجسته جمال بهره‌مند سازى ، و اگر تا فردا تحمّل ندارى سخنى باشد بگو تا به عرض او رسانم و تو را از نويد وصال او شادكام گردانم .
هامش
( 1 ) . اصل : رسيده . ( 2 ) . اصل : باتمام . ( 3 ) . چون در مصراع بعد قافيه انتظارست درين مصرع بايد « چار » خوانده شود .
هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 66 | مؤلف مجهول