آهستهآهسته بر مثال دزدان نقبزن خانه شكاف به تجسّس احوال او هر طرف مىگرديد . تا آخر كار ديد كه بر سر سنگى با دل تنگ « 1 » آهنگ نوحهآميز ساز كرده به زارى زار همچو ابر نوبهار گريهء بىاختيار مىكرد و مىخواند :
بيت
اى دل زار ، غمِ نوش لبى پيش آمد * رفت حال خوش و حال عجبى پيش آمد
فرهنگ پيش آمد و گفت :
بيت
اى جانِ پدر چه حال دارى * از بهر چه اين ملال دارى
برگوى كه چيست در خيالت * چندين ز چه ناخوش است حالت
تو را چه حادثه دست داده و غم و انديشهء كه روى نهاده . بگوى تا در حصول مدّعا كوشيده اهتمام نمايم و عقدهء آرزويى كه در دل دارى بگشايم .
شباهنگ گفت اى پدر بزرگوار ، چه گويم كه مرا چه صورت روى نموده و روزگار ناسازگار بر من چه در بلا گشاده .
مصرع « 2 »
ظاهر كنم ، چو عاقبت [ 152 الف ] اظهار مىشود
دانسته باش كه درين اوقات جهانگرد جادو نام شخصى بدين مقام رسيد [ ه ] وصف شهر بهارستان و گلشن كرد و تعريف جمال چمنآراى كه دختر پادشاه آن ممالك است بر صفحهء بيان آورده فىالواقع كه مرا آرزوى آن ديار و انديشهء ملازمت آن گلعذار به خاطر قرار داده ، مىخواهم كه مرا چند روزى رخصت فرمايى تا دغدغه [ اى ] كه در دل دارم از دل بيرون آرم و باز اگر خداوند تبارك و تعالى توفيق
هامش
( 1 ) . اصل : + به .
( 2 ) . اصل : بيت .