تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
فرود آورد ، و موبد را عظمت به مرتبه‌اى بود كه چهارصد دوات و قلم زرين و سيمين [ را ] قلمزنان بر حواشى او « 1 » بر زمين مىنهادند و هر روز بدين طريق بر سر ديوان آمدى و با جوانان نشستى و بديشان بر سبيل اتّحاد پيوستى . اتّفاقا شبى پادشاه بر تأثيرات گردش افلاك و تغييرات عالم خاك [ . . . ] فكرتى بر گماشت . به خود انديشه كرد كه از شب آبستن كه داند كه چه زايد و كه را معلوم باشد كه فردا روز جهانيان را چه واقعه روى نمايد ، و مردمان خير و شرّ و نفع و ضرّ و نيك و بد و ردّ و قبول را به دور افلاك حواله مىكنند و بعضى از قضا و قدر حكايتى مىگويند . چون روز شد موبد را طلبيده ازو پرسيد در زير پردهء تقدير چه صورت بيرون مىآيد و [ از ] گردش افلاك و سير انجم چه عجايب روى مىنمايد . چرا عقل سليم از ادراك آن عاجز آيد و به چه وسيله استفهام مستقيم پى بدين اسرار نبرد . موبد در جواب متحيّر ماند . گفت زندگانى ملك دراز باد . مصرع
اين سؤالى است كه آسان نتوان داد جواب .
مرا سه روز مهلت مىبايد تا كميت انديشه در عرصهء خيال برانم [ 108 الف ] و كيفيّت آن‌كه از عالم دانش مرا روى نمايد به عرض رسانم . موبد « 2 » بدين قرار اجازت طلبيده از بارگاه كسرى بيرون آمد ، چنان‌كه اثر ملالت تفكّر و تعقّل در چهرهء او پيدا بود و هيچ‌كس جهت استفسار آن جرأت نتوانست نمود الّا بوزرجمهر « 3 » كه پيش آمد و گفت اثر كلال و ملال كه در بشرهء مبارك نادر ايّام معلوم مىشود از چه وجه تواند بود . اگر حكيم زمان موجب آن غم باز نمايد يمكن كه بنده آن را از خاطر عاطر بردارد و آن بندگى را منّت پذيرفته در ساعت به‌جاى آرد . موبد « 4 » بانگ برو زد كه تو را چه حدّ تعرّض اسرار بزرگان است . بيت
اگر هوشمندى و كارت وقار است * تو را با چنين گفت‌وگوها چه كار است
هامش
( 1 ) . اصل : او مكرر نوشته شده . ( 2 ) . اصل : مؤيد . ( 3 ) . ازين پس به همين شكل آمده . ( 4 ) . اصل : مؤيد .