تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
بدعت مسلّم [ و ] مصون ماند . بيت
چنين گفت دانندهء بىنظير * به شاه فلك قدر اعلى سرير چو خواهى كه مُلكت بود برقرار * ممالك به دست وزيران سپار بديشان چو ظاهر كنى اعتماد * به كار تو نارند جز اعتقاد نواله « 1 » چو بينند بر خوان خويش * نشايد كه دزدند ، از آنِ « 2 » خويش نبينند راهى به جز راستى * كه باشد كمى از « 3 » سر كاستى همه نقد جانها نثارت كنند * دل و ديده مصروف كارت كنند
چون ملازمين « 4 » و وزرا [ را ] در مقام اعتقاد و اتّحاد بدارى هر آينه ايشان نيز صدق و اخلاص پيش آرند . چنان‌كه بخت‌آراى در كار سلطنت فريدون پيش آورد . همچنان كه آصف بن برخيا در كار سليمان كرد و نظام الملك در كار سلطنت ملكشاه به ظهور آورد . ابن تراب گفت قصهء بخت آراى و فريدون را تقرير كن و حكايت آصف بن برخيا و سليمان و قصهء نظام الملك با سلطان ملكشاه بيان فرماى تا از گنج علوم تو بهره برم و جان را به كلام دلپذير تو . . . « 5 » . گفت اول قصهء فريدون و بخت‌آراى بيان كنم .

حكايت [ بخت‌آراى و فريدون ]

در تواريخ مسطور است و از غايت لطافت شيخ سعدى شيرازى [ 97 الف ] عليه الرحمه ، بيت
خسرو اهل كرم ، پيشرو اهل كمال * كه كمالش همه جان پرور و آرام دل است
هامش
( 1 ) . اصل : نوالت . ( 2 ) . اصل : خوان ( قياسى تصحيح شد ) . ( 3 ) . اصل : در ( نسخه درين بيت دستكارى شده است ) . ( 4 ) . اصل : ملامين ( ق : ندارد ) . ( 5 ) . دو سه كلمه در پارگى رفته .