كشور ششم در صفت وزرا و تاريخ آصف بن برخيا و حكما و قلمزنان و نقاشان و شعرا
ابن تراب پرسيد كه سهمخوى چگونه مردى است و با چه كسان الفت دارد و در ممالك او چند شهر است و خود در كدام ديار مقام دارد .
فلك پيما گفت مردى است ميانه بالا و خوش محاوره و در غايت خوش خلقى و آميزندگى ، چنانكه هر كس به او نشيند چنان به او درآميزد كه نخواهد كه همهء عمر از پيش او برخيزد ، و در ممالك [ 94 ب ] او شهر بسيار است .
اما سواد اعظم پنج است : قسطنطنيه ، ديگرى سراى ، سيوم صبران « 1 » ، چهارم كاشغر ، پنجم الماليغ « 2 » و ازين ممالك هيچ كدام مستقرّ او نيست و او علىحده شهرى ساخته پروينآباد نام ، و در آن شهر قصرى ساخته آن را « جوزا » مىگويند و آن جا مىباشد
و پيوسته در مجلس او وزراى ملكآراى ، و حكماى عالى راى ، و قلمزنان
هامش
( 1 ) . اصل : صران ( از ق آورده شد . در متون جغرافيايى عربى نوشت صبران آمده ) .
( 2 ) . اصل : المالع .