تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
امتحان به جاى آورده‌اند . چنان‌كه بلقيس پادشاه ملك سبا « 1 » خبر سليمان از هدهد شنيد و عيّار دعوى او را بر محك تجربه زده امتحان كرد . ابن تراب پرسيد كه قصهء بلقيس و سليمان چگونه بوده است بيان فرماى . خواجه عقيل الدين گفت :

حكايت [ سليمان و بلقيس ]

در تاريخ و قصص الانبيا آورده‌اند كه حضرت داوود نبى - عليه السلام - نودونه حرم داشت . بعد ايشان نظرش بر جميله [ اى ] افتاد و عنان دل از دست داد و او را نيز در نكاح « 2 » خود آورد و آن عورت زن غازيى « 3 » بود اوريا نام كه حضرت داوود او را به غزاى كفّار فرستاده بود ، و آن غازى در آن جنگ شربت شهادت چشيده . چون داوود [ را ] وصل آن دلارام ميسّر گرديد « 4 » و دست تصرّف به جانب او از پى حصول مراد دراز كرد او سر تسليم به خم كمند تمنّاى او در نياورد . چون داوود سبب كرشمهء او استفسار نمود گفت مىخواهم كه با من عهدى در ميان آرى كه چون مرا از تو فرزندى حاصل شود بعد از خود ملك را به او بسپارى و او را به جاى خويش باز دارى . حضرت داوود [ اجابت فرمود . از ايشان حضرت سليمان در وجود ] « 5 » [ 80 الف ] آمد و متصرّف ملك پدر شد و حضرت پروردگار عالم از نسل آدم به عظمت و جلال او پادشاهى از ديار عدم به ملك وجود نياورده . و از جملهء عنايات و الطاف كه دربارهء او كرده اول آن بود كه باد را مطيع او ساخت ، چنان‌كه در كلام مجيد خود مىفرمايد ، قوله تعالى
« فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ »
( سورهء ص ، 36 ) ، و ديگر جنّ و انس و ساير حيوانات را تابع او گردانيد تا همه امتثال او نمايند و زبان مرغان را به دو آموخته چنان‌كه در قرآن مجيد خود مىفرمايد :
« وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ »
( نمل ، 27 ) ، و ديگر از ميان مرغان هدهد را نزديك خود مقرّب ساخت و تاج و خلعت داد ، و ديگر ديوان را در تحت حكم او آورد تا در ساختن عماراتى كه آدميان از آن عاجز آيند ايشان به
هامش
( 1 ) . اصل : صبا . ( 2 ) . اصل : نكاه . ( 3 ) . اصل : غازى . ( 4 ) . اصل : گردد . ( 5 ) . محل بريدگى يك سطر . دنباله عبارت از « ق » آورده شد .