تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
هر آينه ايشان را چنان نگاه دارم كه در وقت كار به اميدوارى جان‌سپارى كنند . غرض من از اين همه كه گفتم جمعيت مؤمنان است كه از پادشاهى مقصود آن است . و رعايت رعايا « 1 » از براى آن است كه اگر روزى مخالف طمع در ملك نمايد و پاى در ميدان مخاصمت نهاده با سپاه كواكب اشتباه بر سر محاربه آيد ايشان مرا به زر و مال امداد توانند نمود . و پادشاهى كه به خاطر گذراند [ 6 ب ] كه از براى دفع دشمن ملك از رعيّت رشوه ستاند روز قيامت از جملهء ظالمان خواهد بود و حضرت عزّت او را عتاب نموده عقوبت خواهد فرمود و پادشاهان عادل ازين معنى احتراز كرده‌اند . چنان‌كه از براى سكندر ذوالقرنين در مشرق مردم جهت سدّ ياجوج و ماجوج هر سال مال به خاطر « 2 » نگاشته به خدمت او عرضه داشتند و سكندر احتراز « 3 » نموده گفت : بيت
واى بر فرماندهى كز بهر دفع خصم ملك * از رعيّت رشوتى در خاطر آرد ملتمس ار چنين كارى كزو امروز آيد در وجود * روز آخر آنچه او بيند نبيند هيچ‌كس

[ قصهء سكندر و سدّ ياجوج و ماجوج ]

ابن تراب پرسيد كه قصهء « 4 » سكندر و سدّ او چگونه بوده است . كيوان‌بخت گفت در قصهء سكندر خلاف كرده‌اند . اما آنچه به صحّت پيوسته و از روى تحقيق بر خاطر ارباب فراست و كياست قرار گرفته ، و آنچه از حديث علما تقرير كرده‌اند و مورّخان در بعضى تواريخ معتبر بازنموده‌اند و در معرض بيان آورده‌اند افضل الفضلا و اعلم العلماء و مؤيّد المولى برهان دين [ 7 الف ] غزالى رحمة [ الله ] عليه ،
هامش
( 1 ) . اصل : رعايه . ( 2 ) . اصل : كذا ، شايد به دفاتر . ( 3 ) . اصل : احتراض . ( 4 ) . اصل : قصد .