بدين ملاحظه تماشاخانههاى در حالت تعطيل مانده و مشغول به تعمير بودند .
تفرّجگاه شهر در اين فصل تابستان منحصر به باغ جماعت شده كه باغ ملّت نيز « ژاردن ديبليك » مىنامند . دو طبقه اين باغ مملو از اشجار جنگلى است .
خيابانهاى دلگشا بهطورى خوشطرح نموده كه آبهاى زلال و خوشگوار در انهار و آبشار همواره در جريان است . درختان گوناگون به هم آويخته و گلهاى بوقلمون به هم آويخته ، در يك سمت باغ قسطنتنه ، قهوهخانهء خيلى با سليقه مرتّب نمودهاند . بعد از آنكه متردّدين و تماشاكنندگان خسته شدند ، در اينجا آسايش مىنمايند و صغيروكبير و ذكور و اناث در اوقات عصر در اين باغ جمع شده ، هركسى با عزيز خود بىمحابا در گردش و سياحت است . غير از اين تفرّجگاه باغى چند در وسط شهر معمور و موجود است و بهترين باغات و تفرّجگاه باغى است در نزديكى موقف راهآهن كه از ابنيهء جناب آقا ميرفتاح مرحوم است كه اكنون مال طلق دولت است . « 1 »
چشمهاى از وسط آن جارى است و خوبآباد است . روز يكشنبه اهل شهر عموما در اين باغها تفرّج مىكنند و در اينجا نيز مثل نخجوان و ايروان در دو نقطه محلّ تعيّش مخصوص درست كرده كه كلوب گويند : يكى رسمى كه مخصوص به صاحب منصبان است . غير از نجبا و اعيان يا كسى كه صاحب شأن و نشانى نباشد نمىتواند داخل آن مجمع شود . ديگرى عمومى كه به هر قيمت و هركس مىتواند داخل بشود . شبى به كلوب اوّلى با ميرزا رضاخان نايب اوّل قونسولخانه به تماشا رفتيم . چندى از شب نگذشت كه جمعى انبوه گرد آمده در خيابانها جوانان ماهرو با دختران مشكينمو به بازى مشغول بودند . هر هفته دوبار قرار معمولى است كه در اين جمع دانس [ يا ] رقص مىنمايند و هركسى
هامش
( 1 ) همان باغى كه به باغ مجتهد شهرت دارد . وصف اين باغ را ميرزا عبد الحسين خان ارومى هم با تفصيل بيشترى آورده است . بنگريد به كتاب او با عنوان : سفرنامه مكه معظمه ، ص 65 . درباره ميرفتاح كه متولد 1209 ق است آگاهيم كه وى در جريان حمله روسها به تبريز در سال 1243 شهر را تسليم قشون روس كرد و مسؤوليت اداره شهر را از طرف فرمانده روسها ژنرال باسكاويچ برعهده گرفت . بعد از تركمانچاى مورد بدبينى نايب السلطنه قرار گرفته از تبريز به تفليس رفت و همانجا ماندگار شد . وى در سال 1258 به تبريز بازگشت و در سال 1269 در اين شهر درگذشت . بنگريد : هديهء لآل عبا فى نسب آل طباطبا ، ص 80 - 81