تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
واقعا « دل‌جان » است جا و مكان به آن صفا و فزا كمتر ديده مىشود ، رسيديم . اگرچه دليجان را شهر نمىتوان گفت ، ولى بعد از مدّتى معموره‌اى بىنظير خواهد شد . باوجود قلّت ساكنين از جانب دولت عمارات چند طبقه از چوب بنا كرده‌اند . ديوان‌خانه و گمرك‌خانه و سربازخانه معتد به دارد و سالدات زياد در شعب كوه در زير چادرها بودند . بعد از استراحت روبه‌راه گذاشتيم . بعضى جاهاى جنگل مانند ديوار از طرفين راه ، به وضعى اتفاق افتاده كه بىحد خوش‌آيند و دل‌فزا بود . در اين جنگل انواع و اقسام درخت‌هاى ميوه‌دار از قبيل به و گلابى و بادام و بعض ميوهء جنگلى و درختان غيرمثمره مثل سرو و كاج و امثال آنها يافت مىشود . عرض درّه در بعضى مواقع زياد تنگ است . طول اين درّه به‌قدر پنج و شش فرسخ مىشود . آب بسيارى از درّه‌هاى اين كوه جمع گشته رودخانهء بزرگى شده از جلو استانسياى دوازدهم جارى است . بعد از مدتى به استانسياى مترس‌چاى كه در كنار رودخانه مذكور واقع است رسيديم . راه شوسه در همه‌جا از سمنوق الى مترس‌چاى از ميان درّه است . بعد از طى مسافتى به محوطهء ديگر موسوم به كاروانسراى رسيديم كه آبادى اينجا به قدر سيصد خانوار ساكن مىشود . همه اهالىاش ارمنى است . يك كليساى بزرگى على الرسم كه در اغلب اين دهات بايد باشد داشتند و يك مدرسه تازه شروع كرده بنا مىكردند . مخارج اين مدرسه را اهل ده به‌قدر سه هزار منات داده بودند . در عرض اين راه در توى دهات به غير از استانسياها ، مسكنى و منزلى كه مثل منزلگاه ساير طرق باشد موجود نيست . هركسى كه طالب آسودگى است بايد قطع اين مسافت را به استانسياها نمايد . بعد از اين منزل كاروانسراى ، به فاصله چندى به قريهء چاخماقلو رسيديم كه اوزون نيز مىگويند . اين استانسيا در آبادى خيلى باصفايى واقع است . آب و هواى خوشايندى داشت . به مناسبت مقام و وقت و رفع كسالت چايى صرف نموده بعد سوار شديم . حوالى غروب بود وارد پست‌خانه نوداقستافا مشهور به آغ