استافا شده ، شب رخت اقامت را در آنجا انداختيم و شب را با كمال امنيت و آسودگى به روز آورديم . مسافرين زياد از اهالى روس در اين منزل اجتماع كرده بودند . آبادى آغاستفا واقع است در كنار رود بزرگى كه ابتداى اين رود از محال كمرى است كه در همهجا بلوك قزاق را مشروب نموده ، فاضل آب آن به كر مىريزد . پل معتبرى در معبر اين رود به مخارج 60 هزار منات در روى هفت پايهء آهنى ساختهاند . طول پل 105 ذرع و عرضش بهطورى است كه دو كالسكه جفت هم از روى او مىگذرد . دولت روس خيال دارد كه در آغاستفا شهرى بنا نمايد و اسباب آن را فراهم آورده است .
چاپارخانههايى كه در آبادى يا نزديكى بلدى واقع است ، اوطاق مخصوصى در آنجا معين كردهاند كه مكتوبات و امانات هر بلوكى را جمع كرده در حين عبور پست تفليس روانه مىدارند كه اگر مسافرين در هر منزل كاغذى نوشته و تمر [ كذا ] بزنند و به صندوقى كه در هر استانسيا گذاشته شده بيندازند ، البته بدون عيب به ولايات خواهد رسيد . و در همه استانسيا ده سوارهء مخصوص با يك نفر نايب حاضر است كه پست را از اين منزل به منزل ديگر برساند و نيز يك نفر ناظم در هر منزل هست .
خط راه قرهباغ ازين منزل به سمت مشرق جدا مىشود . اغلب ساكنين دهات اين منازل از طايفهء مالاكان است كه به زبان روسى تكلّم مىكنند و لباس قرمز ، هميشه زن و مرد دربردارند . غالب آنها در ايروان و تفليس كالسكهچى هستند .
مالاكان يك طايفهاى است از روس كه كشيش ندارند و به خلاف مذهب روس هستند .
روز جمعه دهم شهر رمضان 1296
صبحى پيش از طلوع آفتاب از اين منزل حركت كرده ، به فاصلهء كمى وارد استانسياى زورارخ شديم . اينجا چاپارخانه را در بيابان در كنار نهرى درست كردهاند كه به آبادى و مسكن نزديك نيست . از اينجا گذشته بعد از قطع اندك مسافتى وارد منزل صلاحلو شديم . هفت ورس از صلاحلو گذشته قبرستان طايفهء