تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
شيخلو است . از نزديكى قبرستان مزبور رودخانهء معظمى موسوم به خرام از سنق كرپى مىگذرد و مجراى او از كوهستان بلوك بزچلو است . به رودخانه كر ملحق مىشود . سنق كرپى در تركى يعنى پل شكسته . باوجود اين پل بسيار محكمى است كه از سنگ و آجر در روى سه چشمه ساخته‌شده . معلوم نيست اين اسم را چرا گذاشته‌اند . بانى آن كيه و در چه زمانى ساخته شده [ است ] . خلاصه در اين صفحات بعد از رود كر ، رودخانه‌اى به بزرگى خرام نيست . در اين رود ، بلوك قزاق به انتها مىرسد . اطراف اين رود مثل كر بيشه است . نواحى رودخانه مسكن و مزارع طايفهء قزّاق است . به‌قدر دوازده هزار خانوار مىشوند . مسكن اين طايفه از طرف پايين رودخانه متصل به مسكن طايفهء شمس الدنيا است كه در سمت گنجه واقع است و از طرف بالاى رودخانه متصل به مسكن دو طايفهء سنح كرپى و بزچلو است كه در سمت جنوبى تفليس ساكنند . طايفهء ثانيه جمعيت زياد دارند . اين قزّاق‌ها در لباس و هيئت با ساير قزّاق‌ها تفاوت كلّى دارند و مركّب از شيعه و سنى و ارمنى هستند . در آن طرف پل باز از آن تيرهاى سابق الذكر نشانده بودند . اين پنجم تيرى است كه در خط راه شوسه در سر خاك بر بلوكى وضع نموده‌اند . اوّلى در خاك ايروان ، دويمى در نزديكى منزل بلدز در محال درّه‌چايى ما بين اخده و ينوق ، سيمى در نزديكى دليجان ، چهارمى در بلوك قزاق در نزديكى آغ‌استفا است ، پنجمى در نزديكى رودخانهء مزبور ، ششمى در نزديكى شهر تفليس است . طرز نشاندن اين چوب چنان است كه يك سر چوبى را در كنار راه با ميخ محكم كرده و در سر ديگرى زنجيرى تعبيه نموده‌اند و از سر زنجير چيزى سنگينى آويخته ، گاهى زنجير را بالا و گاهى پايين مىآورد . و بعد از گذشتن از پل آهن ممتدى كه در روى رود خرام بود ، در همه‌جا از وسط سبزه‌زار و گلزار كه از نظاره آن چشم سير نمىشد ، تند رانده ، بعد از قطع مسافت قليلى به منزل آل كت رسيديم . از آنجا نيز عبور كرده چون خيال توقّف نداشتيم با كمال سرعت قطع مسافت كرده ، مقارن غروب آفتاب به استانسياى سوقانى رسيديم .